دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

با سلام،در این مجموعه مطالب علمی،سلامت،ورزشی،تغذیه،رایانه،... برای علاقه مندان ارائه می گردد.با تشکر از توجه،انتقادات و پیشنهادات شما.مهندس مجید غفوری با تجربه 30 سال مطالعه پیرامون علوم مختلف.
majidghafouri@kiau.ac.ir
ghfori@gmail.com
پیامرسان telegram.me/metallurgydata
09356139741
مشاوره و سخنرانی

بارکد شناسایی آدرس دانستنیها

metallurgydata@

مجید غفوری

#نبولا ابر عظیمی حاوی گازهای سوزان و مواد جامد را گویند که در فضای بین ستاره ها در حال چرخش و پیوسته در حال داغ تر و کوچک تر شدن است . هنگامی که این توده گازی شکل کم حجم و فشرده شود حلقه های گازی شکل در اطراف پراکنده می کند که پس از انقباض و متراکم شدن هر یک به ستاره جدیدی تبدیل می شوند . نبولا بر اساس نمای ظاهری به دو طبقه گسترده تقسیم می شود : 
1- سحابی تاریک 2- سحابی روشن
#سحابی تاریک به صورت اشکال نامنظم و لکه های سیاهی در آسمان ظاهر می شوند که نور سایر ستارگان در آن ها محو می شود اما سحابی روشن دارای پوسته سوزان و نوری ملایم است . به طور معمول سحابی ها یا از خود نور منتشر می کنند یا نور ستارگان مجاور را منعکس می کنند . ویدئو زیبا از نبولا در ادامه تقدیم حضور شما خوبان می گردد.
🆔 @metallurgydata : کانال دانش

http://s9.picofile.com/file/8309115026/%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C_2_.jpg

به ابر عظیمی از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای، سَحابی یا اَبری یا میغ‌واره گفته می‌شود. سحابی‌ها محل تولد ستاره‌ها هستند.
سحابی‌ها را بر پایه نحوه درخشانی‌شان به دسته‌های زیر بخش می‌کنند:

سحابی گسترده که در اثر نور ستارگان نزدیک به آن می‌درخشد.
سحابی گسیلشی یا نشری، که دارای خطوط گسیلشی هستند که از خود آنها تابیده می‌شود. دو گونه اصلی از این سحابی‌ها منطقه اچ۲ (H II) و سحابی‌های سیاره‌ای هستند.
سحابی بازتابی که نورشان از بازتابش نور ستارگان نزدیک پدید آمده‌است. برای نمونه سحابی‌شدگی ان‌جی‌سی ۱۴۳۵ (NGC 1435) که در پیرامون خوشه پروین جای گرفته است.
سحابی سیاره‌نما پوسته‌های فشرده گاز هستند که در پیرامون یک ستاره مرده قرار گرفته‌اند. نگا. نواختر
ته‌مانده‌های ابرنواختری معمولاً در حال دور شدن از ستاره مادر خود هستند و در پی برخورد به غبار و گاز کهکشانی آهسته‌رونده‌تر داغ می‌شوند.
سحابی انکساری که ذرات غبار نور را منعکس نمی‌کنند، بلکه متواری می‌کنند. نور قرمز می‌تواند آسانتر از نور آبی از ابر غبار بگذرد، پس نور آبی بیشتر پراکنده می‌شود، این امر موجب آبی شدن آن ابر می‌شود. دلیل آبی بودن رنگ آسمان نیز همین می‌باشد.
سحابی تاریک بی‌نور و درخشش است. این سحابی‌ها زمانی آشکار می‌شوند که جلوی دیگر ستارگان یا سحابی‌ها را بگیرند. نمونه‌های معروف: سحابی سر اسب در صورت فلکی شکارچی و سحابی کیسه ذغال در صورت فلکی صلیب جنوبی.
سحابی خارج کهکشانی توده‌های عظیم و پیوسته گازی نیست، بلکه مجموعه‌ای است از ستارگانی شبیه ستارگان کهکشان. رصدهای انجام شده نشان می‌دهد خاصیت طیفی نوری که از این سحابیها صادر می‌شود، بسیار شبیه به نوری است که از خورشید خود ما خارج می‌گردد؛ بنابراین درجه حرارت متناظر با چنین صدور نوری نمی‌تواند با درجه حرارت سطحی خورشید اختلاف فراوان داشته باشد و این درجه حرارت بایستی به چند هزار درجه برسد. اگر این سحابیها واقعاً توده‌های غول پیکر گاز پیوسته‌ای بودند که درجه حرارت سطحی آنها همان درجه حرارت سطحی خورشید بود، ناچار می‌بایستی نوری که از آنها صادر می‌شود با وسعت سطح یعنی با مربع یکی از ابعاد آنها متناسب باشد.
سحابی تاریک
سحابی تاریک ابری از گرد و غبار و گاز است که گازش نور میدان‌ه‌ای ستارگان یا سحابی‌های تابان پشت سرش را که از این ابر می‌گذرند، جذب می‌کند. سحابی‌های تاریک، که به سحابی‌های جذبی نیز معروفند، هیچ تشعشعی از خود ندارند، ولی ممکن است نورهای جذب شده را به شکل امواج رادیویی یا انرژی مادون قرمز دوباره بتابانند. شاید جرم سحابی‌های تاریک چندین هزار بار از جرم خورشید بیشتر باشد. اگر یک سحابی به اندازه کافی جرم داشته باشد، در نقطه‌ای از زمان موادش فشرده شده و تبدیل به ستاره می‌شود. شاید سپس سحابی تاریک با ستارگان جوان گرم حرارت ببیند و به سحابی نشری درخشانی تبدیل شود.
سحابی سیاره‌ای
ستارگان غول سرخ در اواخر عمرشان لایه‌های گازی بیرونی شان را به دور می‌اندازند. این لایه‌ها پوسته منبسط شونده‌ای از گازهای تابان را تشکیل می‌دهند که سحابی سیاره‌ای نامیده می‌شوند. علت این نامگذاری این است که ویلیام هرشل، منجم آلمانی الاصل (۱۸۲۲–۱۷۸۳)، تصور کرد که این پوسته‌ها شبیه سیاره‌اند. شاید از دید ناظر زمینی، این پوسته گازی به شکل ساعت شنی، حباب یا حلقه به نظر آید. این سحابی با سرعت تقریبی ۲۰ کیلومتر (۱۲ مایل) در ثانیه رو به بیرون حرکت می‌کند و بعد از ۳۵ هزار سال در محیط میان‌ستاره‌ای پراکنده خواهد شد.
امواج انفجاری
موج‌های ضربه‌ای انفجار ابر نواختر با سرعت هزاران کیلومتر در ثانیه در محیط میان ستاره‌ای سیر می‌کنند. این موجهای ضربه‌ای مواد میان ستاره‌ای را آشفته می‌کنند و شاید فرایند فروریزش گرانشی را که سرانجام باعث تشکیل ستارگان در ابرهای میان ستاره‌ای می‌شود، آغاز می‌کنند. از هنگام اختراع تلسکوپ، هیچ ابر نواختری در کهکشان ما کشف نشده است. اگر ابر نواختری بوجود می‌آمد، تا چندین ماه، در آسمان به تابناکی ماه می‌درخشید. اگر آن ابر نواختر فرضی به زمین بسیار نزدیک می‌بود، می‌توانست جو زمین را منهدم کند.
بقایای ابرنواختری
هنگامی که ستاره بصورت ابرنواختر منفجر می‌شود، لایه‌های گازی بیرونی آن برای تشکیل بقایای ابر نواختری تابان، متلاشی شده و با سرعت از هسته‌اش فاصله می‌گیرند. برخی از انفجارات آنقدر شدیدند که حتی خود هسته نابود می‌شود. تقریباً ۹۰ درصد ته مانده‌ها کم و بیش کروی‌اند و بقیه بر اثر نیروی انفجار متلاشی می‌شوند تا انبوهی از شعله‌های گازی فاقد ساختار ظاهری را تشکیل دهند. در مرکز چنان بقایایی، پالسارها (ستاره‌های تپنده) شناسایی شده‌اند.
سحابی‌های معروف
سحابی سر اسب
سحابی نعل اسب
سحابی اسب تاریک
سحابی جبار
سحابی خرچنگ
سحابی کیسه ذغال
سحابی جغد
سحابی مار
سحابی اسکیمو
سحابی چپق
سحابی سه‌تکه
سحابی دمبلی
مسیه ۱۶
سحابی تن فیل
سحابی اومگا
سحابی اخگر
سحابی رتیل
سحابی عقاب
سحابی پیچه‌ای

http://s8.picofile.com/file/8309115000/%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C_1_.jpg

#ابعاد #کیهانی ما :


زمین= 12742کیلومتر


سامانه ی خورشید= 180 واحد نجومی


کهکشان راه شیری= 100 هزار سال نوری


گروه محلی کهکشان ها= 10 مگا سال نوری


ابرخوشه سنبله= 110 میلیون سال نوری


ابرخوشه لانیکیا= 520 میلیون سال نوری


جهان قابل مشاهده= 93 میلیارد سال نوری


مجید غفوری

http://s9.picofile.com/file/8308585392/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86.png

✨😳⚡️#رازهایی #عجیب درباره #بدن_انسان

مغز انسان می تواند به اندازه ای الکتریسیته تولید کند که برای روشن کردن یک لامپ کوچک کافی باشد.
دندان انسان ها به اندازه دندان کوسه قوی است.
اگر اسید معده با پوست تماس داشته باشد می تواند پوست را سوراخ کند.
موی انسان صرفنظر از قابل اشتعال بودنش عملا فناناپذیر است.
انسان ها می توانند با عضلات صورت ۷ هزار حالت چهره ایجاد کنند.
کودکان ۶۰ استخوان بیشتر از بزرگترها در بدن خود دارند.
وضوح چشم انسان ۵۰۰ مگاپیکسل است.
وزن پوست انسان ۸ کیلوگرم است که به طور میانگین ۱۶ درصد از وزن کل بدن انسان را تشکیل می دهد.
اسکلت بدن انسان هر ۱۰ سال یکبار خودش را بازسازی می کند. از آن جایی که این اتفاق دائم در بدن میفتد شما در بدنتان استخوان های کهنه و جدید دارید.
چشم ها حدود ۱۰ درصد از زمان بیداری بسته هستند. مدت زمانی که در روز پلک می زنیم.
کلیه ها تمام خون بدن را روزانه ۲۵ بار فیلتر می کنند.
کبد می تواند اندازه اصلی خودش را دوباره بازسازی کند حتی اگر ۷۵ درصد از این اندام از بین رفته باشد.
ریتم ضربان قلب با موسیقی که گوش می دهید همگام می شود.
آنزیم هایی که مسئول هضم غذا هستند بعد از مرگ بدن را هضم می کنند.
بعضی از اتم های بدن خاکستر ستارگان هستند که قدمت بیلیون ساله دارند.
در طول زندگی قلب به طور میانگین ۲۰۰ میلیون لیتر خون را پمپاژ می کند. این مقدار برای پر کردن ۱٫۵ میلیون بشکه کافی است.


🆔 @metallurgydata : کانال تلگرامی دانش

مجید غفوری

✨⚡️✨مردی که از زندان آشویتس در لهستان (قتلگاه آدم سوزی) توانست فرار کند، دکتر ویکتور فرانکل اتریشی بود و با توجه به خودکشی ها و فجایع زیادی که با چشم خودش دیده بود #روانشناسی بسیار متبحر شده بود و #مدیر مدرسه‌ای فعال بود.
او در #آغاز هرسال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را میفرستاد!
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. چشمانم چیزهایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید میدیده، اتاق های گازی را دیدم که توسط بهترین و ماهرترین مهندسین ساختمان ساخته شده بودند. بهترین و متخصص‌ترین پزشکانی را دیدم که کودکان را به شکل ماهرانه ای مسموم می کردند. نوزادانی که توسط آمپول های پرستارهایی مُردند که بهترین پرستاران بودند، انسانهایی که توسط فارغ‌التحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.

به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و… زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنید و این کلید انسان بودن این کودکان در آینده میباشد.
پزشک شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن، کار سختی نیست و میشه با چند سال درس خوندن بهشون رسید و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشکان زیادی داریم و هم مهندسین زیادی داریم.
🎓📚👁اما بزرگترین #ثروت ما #انسانیت و #اخلاق ما هست که با هیچ #مدرکی قابل مقایسه نیست…!

 دکتر فرانکل روانپزشک و نویسنده ، گاهی از بیماران خود که از اضطراب ها و دردهای کوچک و بزرگ رنج می برند و شکوه می کنند می پرسد ، «چرا خودکشی نمی کنید؟» او اغلب می تواند از پاسخ بیماران خط اصلی روان درمانی خویش را بیابد. در زندگی هر کسی ، چیزی وجود دارد. در زندگی یک نفر عشق وجود دارد که او را به فرزندانش پیوند می دهد؛ در زندگی دیگری ، استعدادی که بتواند آن را بکار گیرد؛ در زندگی سومی ، شاید تنها خاطره های کشداری که ارزش حفظ کردن دارد. یافتن این رشته های ظریف یک زندگی فرو پاشیده ، به شکل یک انگاره استوار ، از معنا و مسئولیت هدف و موضوع مبارزه طلبی «لوگوتراپی» است، که تعبیر دکتر فرانکل « از تحلیل اگزیستانسیالیستی» نوین (هستی درمانی) است.

داستان این کتاب(انسان در جستجوی معنا) گر چه کوتاه است، ولی بسیار هنرمندانه و گیراست. من دو بار در یک نشست آنرا از آغاز تا پایان خوانده ام. افسون آن چنان مرا گرفت که یارای اینکه آنرا به زمین بگذارم نداشتم. دکتر فرانکل در جایی از داستان، فلسفه «لوگوتراپی» خود را به خواننده می شناساند، او آن را چنان ملایم به داستان پیوند می دهد که خواننده تنها پس از به پایان رسانده کتاب به ژرفای نوشته او پی می برد و می بیند که دیگر این بخش از کتاب دنباله داستان سبعیت  اردوگاه های کار اجباری نیست.

   خواننده از همین زندگی نامه دردناک بسیاری چیزها می آموزد. خواننده فرا می گیرد، که انسان هنگامی که به ناگهان احساس می کند که « چیزی برای از دست دادن به جز بدن مسخره شده ی برهنه اش ندارد، چه می کند.» با توصیفی که فرانکل از آمیخته «هیجان» و « بی احساسی» به ما می دهد، روح انسان تسخیر می شود، نخستین چیزی که به نجات انسان می آید، کنجکاوی سرد جدا مانده ای است که انسان را متوجه سرنوشت خود می کند. پس از آن به کار بستن شگردهایی برای حفظ باقیمانده زندگی، با آنکه شانس زنده ماندن بسیار ناچیزست. گرسنگی ، تحقیر، ترس و خشم ژرف ناشی از بی دادگری را هاله هایی از افراد محبوب و مورد علاقه ، مذهب ، شوخ طبعی و حتی زیبایی های آرام بخش طبیعت مانند یک درخت یا غروب آفتاب قابل تحمل می کند.

   گمان مبرید که این لحظه ها ی آرامش بخش میل به ادامه زندگی را در زندانی بر می انگیزد. آنها در صورتی مفید خواهند بود که بتوانند زندانی را یاری دهند معنایی برای رنج بیهوده خود بیابد. و در اینجاست که ما با هسته مرکزی اگزیستانسیالیسم رویاروی می شویم که اگر زندگی کردن رنج بردن است ؛ برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد، رنج و میرندگی نیز معنا خواهد داشت. اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد. هر کس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آنرا نیز پذیرا باشد. اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها و تحمیق ها به زندگی ادامه می دهد. فرانکل که به نیچه علاقه مند است به این گفته اش نیز ایمان ، دارد، «کسی که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونه ای خواهد ساخت.»

   در اردوگاه کار اجباری هر حادثه ای موجب این می شود، که زندانی کنترل خود را از دست بدهد. همه هدفهای عادی زندگی از او گرفته می شود. تنها چیزی که برایش باقی می ماند «واپسین آزادی های بشری است.» آزادی در گزینش شیوه اندیشه و برخورد با یک سری حوادث این آزادی نهایی که هم بوسیله رواقیون شناخته شده است و هم هستی گرایان نوین ، در داستان فرانکل دارای اهمیت درخشانی است. زندانی یان مردمی معمولی بودند ، اما دست کم شماری از آنان ثابت کردند که « ارزش رنج هایشان را دارند و با این کار شایستگی بشر را در برخاستن علیه سرنوشت خود به ثبوت رساندند.»



🆔 @metallurgydata : کانال تلگرامی دانش

 http://s9.picofile.com/file/8308143168/_metallurgydata.jpg

مجید غفوری