دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

با سلام،در این مجموعه مطالب علمی،سلامت،ورزشی،تغذیه،رایانه،... برای علاقه مندان ارائه می گردد.با تشکر از توجه،انتقادات و پیشنهادات شما.مهندس مجید غفوری با تجربه 30 سال مطالعه پیرامون علوم مختلف.
majidghafouri@kiau.ac.ir
ghfori@gmail.com
پیامرسان telegram.me/metallurgydata
09356139741
مشاوره و سخنرانی

بارکد شناسایی آدرس دانستنیها

metallurgydata@

مجید غفوری

http://s8.picofile.com/file/8301566076/stemcells.jpg

بعضی بافتهای بدن نظیر خون، پوست و لوله گوارش دارای چرخه بازسازی سریعی هستند و در هر روز ممکن است چندین سلول جدید بسازند. به عنوان مثال یک مرد متوسط با وزن 70 کیلوگرم در هر روز 1011×2 سلول خونی می سازد. همچنین روزانه میلیونها سلول پوستی و گوارشی ساخته می شود. سلولهای بنیادی سلول‌هایی هستند که قادر به همانندسازی خود هستند و نیز می توانند طی فرایند تمایز به یک یا انواعی از سلولهای بالغ تبدیل شوند.

به طور کلی سلول‌های بنیادی به سه دسته تقسیم می‌شوند:

 سلول‌های بنیادی بزرگسال (Adult stem cells)،

 سلول‌های بنیادی جنینی (Embryonic stem cells)

سلول‌های بنیادی بند ناف (Umbilical cord stem cells).

 سلول‌های بنیادی بزرگسال مانند همه سلولهای بنیادی دیگر دو ویژگی مشترک دارند؛ اول اینکه قادر به ساخت کپی های خود به مدت طولانی می باشند و دوم اینکه می توانند به سلولهای بالغی با خصوصیات مورفولوژیک شناخته شده و با عملکرد اختصاصی تبدیل شوند.

ین سلولها قادر نیستند به همه نوع سلول تمایز پیدا کنند بلکه تنها قادرند به سلولهای بالغ همان بافتی که در آن هستند تبدیل شوند (مثلا سلولهای بنیادی مغز استخوان که به سلولهای خونی تبدیل می شوند). سلولهای بنیادی بزرگسال بسیار کم و نادر هستند به عنوان مثال از هر 10 تا 15 هزار سلول مغز استخوان تنها یک سلول از نوع سلولهای بنیادی است. منشا و چگونگی شکل گیری این سلولها به طور دقیق مشخص نیست و فرضیات مختلفی برای آن مطرح شده است از جمله اینکه این سلولها در هنگام تمایز جدا از بقیه مانده و تمایز نیافته اند. امروزه سلولهای بنیادی از بافتهای مختلفی از جمله خون، مغز، نخاع، لوله گوارش، پوست، عضلات و غیره جدا شده‌اند.

 نام سلولهای بنیادی جنینی (رویانی) از منشا آنها یعنی رویان گرفته شده است. در واقع این سلولها از یکی از مراحل ابتدایی تشکیل و توسعه جنین بنام مرحله بلاستوسیتی گرفته می شوند. به طور اختصاصی سلولهای بنیادی جنینی از توده سلولی درونی بلاستوسیت در مرحله پیش از لانه گزینی در دیواره رحم به دست می آیند. این سلولها هم قادر به همانندسازی خود هستند و هم قادرند به انواعی از سلولهای مختلف تمایز یابند.

 سلول بنیادی مادر تمام سلول‌ها است و توانایی تبدیل به تمام سلول‌های بدن را دارد. این سلول‌ها توانایی خود نوسازی (Self Renewing) و تمایز (Differentiating)  به انواع سلول‌ها از جمله سلول‌های خونی، قلبی، عصبی و غضروفی را دارند. هم چنین در بازسازی و ترمیم بافت‌های مختلف بدن بدنبال آسیب و جراحت موثر بوده و می‌توانند به درون بافت‌های آسیب دیده‌ای که بخش عمده سلول‌های آنها از بین رفته است، پیوند زده‌شوند و جایگزین سلول‌های آسیب دیده شده و به ترمیم و رفع نقص در آن بافت بپردازند.
به دلیل توانایی منحصر به فرد سلول‌های بنیادی، این سلول‌ها امروزه از مباحث جذاب در زیست شناسی و علوم درمانی است. هم چنین تحقیقات در این زمینه دانش ما را درباره چگونگی رشد و تکوین یک اندام از یک سلول منفرد افزایش داده و مهم تر آنکه به فهم مکانیزم جایگزینی سلول‌های سالم با سلول‌های آسیب دیده کمک کرده است.

سلول‌های بنیادی جنینی
از توده سلولی داخلی جنین 16-14 روزه گرفته می‌شود و قادر است تمام سلول‌ها و بافت‌های یک فرد کامل را بسازد.

سلول‌های بنیادی بالغ
به سلول‌هایی که پس از تولد از بافت‌های مختلف فرد بالغ جدا می‌شوند، گفته می‌شود. سلول‌های بنیادی خون ساز مستقر در مغز استخوان، مغز، کبد و سایر بافت‌ها از این دسته هستند که قدرت تمایز به برخی از بافت‌ها را دارند.

سلول‌های بنیادی خون بندناف
از بندناف استخراج شده و همانند سلول‌های بنیادی خون ساز مغز استخوان هستند.

توانایی تمایز یاخته‌های بنیادی
یاخته‌های بنیادی را می‌توان بر اساس توانایی تمایز و تبدیل آن‌ها به یاخته‌های دیگر به چهار دستهٔ یاختهٔ بنیادی تمام‌توان، پرتوان، چندتوان و تک‌توان تقسیم کرد:

«تمام‌توان» یا totipotent: به سلول تخمک و سلول‌های جنین در مرحله ۴ سلولی و ۸ سلولی گفته می‌شود که می‌توانند تمام بافت‌های بدن و همچنین پرده‌های آمنیون (درون شامه) و کوریون (برون شامه) و جفت را ایجاد کنند. این یاخته‌ها را می‌توان از جنین‌های چهار یا پنج روزه حاصل از تخمک‌هایی که با روش‌های آزمایشگاهی لقاح داده می‌شوند به دست آورد و در محیط‌های کشت اختصاصی رشد داد. از این رو، یاخته‌های تمام توان به یاخته‌های بنیادی جنینی هم معروف هستند.

«پرتوان» یا pluripotent: به سلول‌هایی گفته می‌شود که می‌توانند سلول‌های چندین بافت را تولید کنند. از جمله سلول‌های لایه اکتودرم، مزودرم و اندودرم که به ترتیب مربوط به لایه‌های خارجی، میانی و داخلی جنین هستند. یاخته‌های بنیادی اکتودرمی، پیش ساز سلول‌های پوست و سلول‌های دستگاه عصبی هستند. یاخته‌های مزودرمی پیش ساز بافت‌های عصبی، ماهیچه‌ای، چربی، همبند، خون، سلول‌های لوله‌های کلیوی و … هستند. یاخته‌های اندودرمی پیش ساز سلول‌های لوزالمعده، تیروئید و سلول‌های ریوی هستند. در افراد بزرگسال هم، نوعی از یاخته‌های بنیادی پر توان که منشأ مزودرمی دارند، در پالپ دندان و بعضی بافت‌های چربی یافت می‌شوند. نوعی از این یاخته‌ها (یاخته‌های بنیادی خون ساز جنینی) را می‌توان از خون باقی مانده در بند ناف، پس از تولد نوزاد به دست آورد. ویژگی مهم این یاخته‌ها نابالغ بودن لنفوسیت‌های آن است. از این رو می‌توان با پیوند زدن آن‌ها به مغز استخوان افراد بیمار علاوه بر تأمین سلول‌های خونی جدید برای آنها، انتظار موفقیت بالایی از عمل پیوند داشت. از آن جا که یاخته‌های بنیادی خون ساز جنینی «پرتوان» هستند و قابلیت تمایز به تمام بافت‌های بدن را دارند؛ به دست آوردن آن‌ها از بند ناف افق جدیدی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها در آینده نه چندان دور ترسیم می‌کند.

«چندتوان» یا multipotent: یک رده پایین‌تر از سلول‌های پر توان محسوب می‌شوند و می‌توانند سلول‌های مختلف یک بافت معین را تولید کنند. مانند سلول‌های بنیادی مغز استخوان که قادر به تولید انواع سلول‌های مختلف بافت خونی، شامل سلول‌های قرمز، سفید، لنفوسیت‌ها و پلاکت‌ها هستند. یاخته‌های بنیادی موجود در بافت‌های مختلف (عصبی، پوست و …) افراد بزرگسال، در این دسته قرار می‌گیرند.

«تک‌توان» یا unipotent: به سلول‌هایی گفته می‌شود که فقط توانایی تولید یک سلول متمایز را دارند. مانند لنفوسیت‌های B که تنها قابلیت تولید پلاسموسیت‌ها را دارند.

تولید سلول‌های بنیادی از سلول‌های تمایز یافته
پژوهش‌هایی که دربارهٔ ویژگی‌های اساسی سلول‌های بنیادی انجام شد؛ امکان ایجاد تئوری‌هایی دربارهٔ نحوه ساخت سلول‌های بنیادی از سلول‌های تمایز یافته را به وجود آورد. در یکی از پژوهش‌های اولیه در این باره، دکتر John B. Gurdon با یک آزمایش کلاسیک در سال ۱۹۶۲ نشان داد که تمایز یک پدیده برگشت‌پذیر است. در این آزمایش؛ دکتر گوردون هسته یک سلول بالغ روده را در یک سلول تخم قورباغه که هسته آن خارج شده بود، ادغام کرد و مشاهده کرد که مراحل تمایز با موفقیت انجام می‌شود. پژوهش‌های جدید بیولوژیک مولکولی نشان دادند که سلول‌های بنیادی «پرتوان» دو ویژگی اصلی دارند. اول این که ساختار کروماتین در هسته آن‌ها فشرده نیست (یوکروماتیک هستند). دوم این که یک تعادل خاص بین فاکتورهای رو نویسی و ساختار کروماتین آن‌ها برقرار است. به عبارتی ساختار کروماتین (که با ایجاد تغییرات اپی‌ژنتیکی روی پروتئین‌های کروماتین، قابل تغییر است) روی بیان ژن فاکتورهای رونویسی تأثیر دارد. در سال ۲۰۰۶، شینیا یاماناکا (Shinya Yamanaka) موفق شد با بیان مصنوعی ژن‌های تعداد محدودی فاکتورهای رو نویسی نظیر Oct3/4, Sox2, Nanog سلول‌های بالغ دست نخورده را به سلول‌های نابالغ بنیادی تبدیل کند. تلاش‌های این دو فرد جایزه نوبل فیزیولوژی/پزشکی سال ۲۰۱۲ را به خود اختصاص داد.
   
افق‌های درمانی
در بیماریی‌هایی که در آن سلول‌ها دچار خزان یاخته‌ای غیرعادی شده یا به مرور زمان دچار نقص در کارکرد می‌شوند یا با حمله سیستم ایمنی از بین می‌روند؛ استفاده از سلول‌های بنیادی افق‌های درمانی تازه‌ای را محقق خواهد کرد.

پارکینسون: در این بیماری نورون‌های سازنده دوپامین در قسمت توده سیاه مغز از بین می‌روند. با جایگزین کردن سلول‌ها می‌توان به بهبودی بیمار کمک کرد.
دیابت نوع یک: سلول‌های β در جزایر لانگرهانس پانکراس مورد حمله سیستم ایمنی قرار گرفته و از بین می‌روند. در نتیجه توانایی بدن در تولید انسولین از بین رفته و درصورت عدم تزریق خارجی، بیمار زنده نخواهد ماند. با بازسازی و جایگزینی این سلول‌ها مشکلات بیماران دیابتی حل خواهد شد.

آلزایمر: در نتیجه تجمع پروتئین tau (مرتبط با ریزلوله‌های اسکلت سلولی) در داخل سلول‌های عصبی و تجمع پروتئین بتا-آمیلوئید در خارج سلول‌ها، توانایی آن‌ها در انتقال پیام عصبی کاهش یافته و بیمار با مشکلات حافظه و سایر مشکلات عصبی مرتبط رو به رو خواهد شد. در مراحل مختلف این بیماری تعداد زیادی از سلول‌های درگیر دچار خزان یاخته‌ای می‌شوند. با جایگزین شدن سلول‌های عصبی از بین رفته؛ بهبود قابل ملاحظه‌ای در وضعیت این بیماران انتظار می‌رود.

سکته مغزی: در اثر ایجاد لخته خونی و در نتیجه از بین رفتن بخشی از بافت مغز به علت نرسیدن اکسیژن اتفاق می‌افتد.

بیماران قلبی: توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده دستگاه ایمنی، از روش پیوند یاخته‌های بندناف به عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.

بیماران کبدی: در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی هم‌زمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت آن را بازسازی کنند.

درمان قرنیه: هم اکنون پروژه استفاده از سلولهای بنیادی جهت درمان قرنیه چشم در پژوهشگاه رویان در حال پیگیری می‌باشد.
مشکلات/فلج نخاعی، سوختگی، آرتروز، روماتیسم و …

درمان بیماری‌های دهان، فک:تحقیقات گسترده‌ای در زمینه درمان آسیب‌های وارده به بافت صورت و غدد بزاقی با استفاده از سلول‌های بنیادی در مرحله آزمایشگاهی در حال انجام است که نتیجه حاصل از آن می‌تواند جایگزین مواد مصنوعی شود.

 http://s8.picofile.com/file/8301566100/%D8%B3%D9%84%D9%88%D9%84_%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpg

یک کلنی از یاخته‌های بنیادی جنینی انسان بر روی فیبروبلاست لایه تغذیه کنندهُ جنینی موش

مجید غفوری

«راویان حدیث، اصحاب مورد اطمینان حضرت صادق(ع) را با همه اختلافاتی که داشتند، تا چهار هزار نفر شماره کرده اند.»(1)
آنان هرچه از امام می شنیدند، طبق دستور خود حضرت آن را می نوشتند. رساله های متعدد و کتاب های بی شماری منسوب به آن حضرت و شاگردان او نقل شده است که تعدادشان بیش از چهارصد اثر است.(2)

آنچه پیش رو دارید، نمونه هایی از روایات تفسیری است که در مورد تفسیر و تأویل قرآن از آن حضرت به یادگار مانده است.ایشان نکات کلیدی و مهمی درباره قرآن بیان فرموده است که در هر زمان می تواند راهگشا و کارساز باشد.

1. قرآن، جامع علوم
یکی از پرسش های همیشگی این است که: آیا قرآن تمام علوم بشری را در خود جای داده است؟ از ظاهر آیات قرآن فهمیده می شود که
قرآن، بیانگر هر تری و خشکی:«لا رطبٍ و لا یابسٍ»(3)، و تبیان هر چیزی است.(4)
علامه طباطبائی می گوید: مراد از «هر چیزی»، امور مربوط به هدایت بشر است؛ یعنی معارف حقیقی مربوط به دنیا، مبدأ و معاد، اخلاق فاضله، شرایع الهی، قصه ها و مواعظ.(5)
در تفسیر نمونه می خوانیم:
با توجه به وسعت مفهوم «کل شیء»، به خوبی می توان استدلال کرد که در قرآن بیان همه چیز است، ولی از این نکته که قرآن کتاب تربیتی و انسان سازی است که برای تکامل فرد و جامعه در همه جنبه های معنوی و مادی نازل شده است، روشن می شود که منظور از «همه چیز» تمام اموری است که برای پیمودن این راه لازم است، نه اینکه قرآن دایره المعارف بزرگی است که تمام جزئیات علوم ریاضی، جغرافیایی، شیمی، فیزیک و مانند آن در آن آمده است. البته قرآن دعوت کلی به کسب همه علوم و دانش ها کرده و تمام دانش ها مشمول این دعوت کلی است. به علاوه، گاه گاهی به تناسب بحث های توحیدی و تربیتی، پرده از روی قسمت های حساسی از علوم و دانش ها برداشته است، ولی با این حال، آنچه قرآن برای آن نازل شده و هدف اصلی و نهایی قرآن را تشکیل می دهد، همان مسئله انسان سازی است و در این زمینه چیزی را فروگذار نکرده است.(6)
تمام این سخنان به نوعی برگرفته از سخنان امامان خصوصاً حضرت صادق(ع) ذیل این آیه است. از امام صادق(ع)نقل شده است که فرمود:«إن الله تبارک و تعالی أنزل فی القرآن تبیان کل شیء(7) حتی و الله ما ترک الله شیئاً یحتاج إلیه العباد حتی لا یستطیع عبدٌ أن یقول لو کان هذا انزل فی القرآن إلا و قد انزل الله فیه(8)؛ خداوند تبارک و تعالی در قرآن هر چیزی را بیان کرده است. به خدا سوگند، چیزی که مورد نیاز مردم بوده است، کم نگذارده است، تا کسی نگوید اگر فلان مطلب درست بود، در قرآن نازل می شد، مگر اینکه در قرآن نازل شده است.»(9)
چنان که پدر بزرگوارش حضرت امام باقر(ع) نیز فرمود:
«خداوند متعال چیزی را که مورد نیاز این امت است، در کتابش فروگذار نکرده است و برای رسولش تبیین کرده است و برای هر چیزی حدی قرار داده و دلیل روشنی برای آن نهاده و برای هر کسی که از این حد تجاوز کند، حد و مجازاتی قرار داده است.»
معلی بن خنیس از امام صادق(ع)نقل کرده است که فرمود:
«هیچ امری نیست که دو نفر با هم در آن اختلاف کنند، مگر آنکه اصلی برای ( حل) آن در قرآن وجود دارد، ولی عقول مردان به آن نمی رسد.»(10)
از این روایت و روایات دیگری که از حضرت صادق (ع)رسیده، می توان برداشت کرد که همه چیز در قرآن بیان شده است، منتها فهم تمام آن در حیطه فهم بشر غیرمعصوم نیست.
عبد الاعلی بن اعین می گوید: از امام صادق(ع)شنیدم که می فرمود:
«من کتاب خدا را می دانم. در آن آغاز خلقت و آنچه تا قیامت خواهد بود، آمده است. در آن خبر آسمان و زمین، خبر بهشت و جهنم، و خبر گذشته و حال وجود دارد و من این را به گونه ای که به کف دستم نگاه می کنم، می دانم. به راستی خداوند فرمود:«فیه تبیان کل شیء»؛ «در قرآن بیان همه چیز است.»(11)
در حدیث دیگر فرمود: «به راستی می دانم آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است. می دانم آنچه در بهشت است، و می دانم آنچه در دوزخ است، و می دانم آنچه تا قیامت خواهد بود.»
آن گاه لحظه ای ساکت شد. سپس احساس کرد که شنوندگان تعجب کرده اند و این سخن برایشان گران آمده است؛ بنابراین فرمود: همه اینها را از کتاب خداوند عز و جل می دانم؛ زیرا خدای تعالی درباره کتابش می فرماید:«تبیاناً لکل شیء»(12)
این روایات در کنار روایاتی که قرآن را دارای بطونی می دانند که فقط پیامبر اکرم(ص) و ائمه به آن آگاهی دارند، نتیجه می دهند که مسائل و علوم فراوانی در بطن قرآن وجود دارد که به جز ائمه کسی به آنها دسترسی ندارد.
ابواسامه می گوید: در محضر امام صادق(ع)بودم و در نزد او مردی از مغیریه(13) هم حضور داشت که از سنت ها و مستحبات پرسش کرد. حضرت فرمود:
«هیچ چیزی نیست که فرزند آدم به آن محتاج باشد، مگر اینکه از طرف خداوند و رسولش رسیده است. اگر چنین نبود، خداوند به وسیله ما احتجاج نمی کرد به آنچه احتجاج کرده است.»
مغیری گفت: به چه احتجاج کرده است؟! حضرت صادق(ع) فرمود:«امروز دین شما را کامل و نعمت را بر شما تمام کردم»(14).
( از این سخن معلوم می شود که خداوند با طرح امامت، دین را کامل و حجت را هم بر مردم تمام کرده است.)

2. تازگی قرآن
در عصر ما این پرسش فراوان مطرح می شود که: چگونه کتابی که مربوط به 1400 سال قبل است، می تواند جامعه پیشرفته قرن حاضر را اداره کند؟ از حضرت امام صادق(ع)نیز سؤال شد که: چگونه قرآن با وجود انتشار یافتن و گذشت زمان، جز تازگی چیزی بر آن اضافه نمی شود؟ فرمود:
«لانّ الله تبارک و تعالی لم یجعله لزمان دون زمانٍ و لا لناس دون ناسٍ فهو فی کل زمان جدیدٌ و عند کل قومٍ غضٌ إلی یوم القیامه(15)؛ برای اینکه خدای بلند مرتبه آن را برای زمان خاص و مردمی خاص
قرار نداده. بدین رو، قرآن در هر زمان تازه و در نزد هر قومی جدید است تا روز قیامت».
یعنی خداوند قرآن را به گونه ای نازل فرموده که با همه زمان ها سازگار باشد و نیازهای همه انسان ها را برآورده سازد؛ چرا که قرآن با بیان قواعد و قوانین کلی و حضور امامت در کنار آن و ادامه اجتهاد در زمان غیبت، به گونه ای نازل شده است که قابلیت دارد با استخراج و تطبیق بر مصداق های جدید، جواب گوی نیاز هر عصر و زمانی باشد.

3. آموختن قرآن
آشنایی با قرآن- که کامل ترین کتاب الهی است- به عنوان واجب کفایی، لازم و واجب است. حضرت صادق (ع)فرمود:
«ینبغی أن لا یموت المؤمنُ حتی یتعلم القرآنَ او یکونَ فی تعلمه؛ سزاوار است که مؤمن نمیرد، مگر آنکه قرآن را فراگرفته باشد یا در حال فراگیری آن باشد.»
ظاهراً مراد از تعلم، صرف روخوانی نیست، بلکه فراگیری مضامین قرآن و آشنایی با دستورهای آن و در نتیجه، عمل کردن به آن است. شاهد این مدعا، تفسیری است که حضرت در ذیل آیه تلاوت بیان کرده است؛ آنجا که درباره سخن خداوند:«الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته»(16) فرمود:
«آیات قرآن را به ترتیل می خوانند و معانی آن را می فهمند و به احکام قرآن عمل می کنند، و به وعده اش امید می بندند و از عذاب های آن می ترسند، و به قصه های آن تمثل می جویند، و از مثل های آن عبرت می گیرند، و اوامر آن را انجام می دهند، و از نواهی آن دوری می کنند. به خدا سوگند که تلاوت فقط حفظ آیات قرآن و بیان حروف و تلاوت سوره های آن نیست... مردم حروف قرآن را حفظ کردند( و زیبا خواندند)، ولی حدود آن را تباه کردند؛ بلکه ( هدف از تلاوت)، تدبر در آیات قرآن است که خداوند فرمود: کتاب مبارکی بر تو نازل کردیم تا در آن تدبر کنند.(17)».(18)
وقتی که تلاوت فقط خواندن نباشد و همراه با فهم و تدبر و عمل باشد، به طریق اولی تعلم آن نیز باید توأم با درک و عمل باشد.

4. پناه بردن و گوش دادن به قرآن
قرآن کریم می فرماید:
«فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم»(19)؛
«هرگاه قرآن خواندی، پس به خدا از شیطان رجیم پناه ببر.»
از امام صادق(ع)درباره استعاذه و پناه بردن به خداوند در آغاز هر سوره، سؤال شد. فرمود:
«نعم فتعوذ بالله من الشیطان الرجیم( و ذکر ان الرجیم اخبث الشیاطین)؛ بلی. پس، از شیطان رانده شده، به خدا پناه ببر،( و یادآور شد که رجیم، خبیث ترین شیاطین است.)»(20).
و همچنین آن حضرت درباره لزوم گوش فرادادن به قرآن به هنگام تلاوت آن به وسیله دیگران فرمود:
«نعم إذا قری ء القرآنُ عندک فقد وجب علیک الاستماع و الإنصاتُ؛(21) بلی، وقتی قرآن در نزد شما خوانده می شود، واجب و لازم است که گوش کنید و ساکت باشید.»

5. منع تفسیر به رأی
از انحرافات خطرناکی که در جامعه بعد از پیامبراکرم (ع)به وجود آمد و تا امروز ادامه داشته است، تفسیر به رأی و تحمیل آرا بر قرآن است. پیامبر اکرم(ص) فرمود:
«قال الله جل جلاله: ما آمن بی من فسّر برأیه کلامی؛ خداوند جلیل فرموده است: به من ایمان نیاورده است کسی که مرا ( قرآن) تفسیر به رأی کند.»
امام صادق(ع)نیز بر این امر به عنوان امر کلیدی تأکید ورزیده است؛ از جمله فرموده:
«من فسر القرآن برأیه فأصاب لم یؤجر و ان أخطا کان إثمه علیه؛ کسی که قرآن را تفسیر به رأی کند و به واقع هم برسد، اجر ندارد و اگر خطا کند، گناهکار است.»(22)

معارف دینی قرآنی
1. تفسیر آیه نَفر
مردی انصاری از امام صادق(ع)پرسید: گروهی از مردم روایت کرده اند که رسول خدا (ص)فرمود:«انّ اختلاف امتی رحمهٌ؛ اختلاف امت من رحمت است». حضرت فرمود: راست می گویند. عرض کردم: اگر اختلاف آنها رحمت است، پس اجتماع و اتفاقشان عذاب است؟ حضرت فرمود:«مقصود چیزی نیست که تو رفته ای و دیگران رفته اند، اینکه خدا فرمود:«فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفهٌ لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا الیهم»(23)؛ «چرا از هر طایفه، گروهی کوچ نمی کنند تا در دین تفقه کنند و بعد از برگشتن، قومشان را( از عذاب الهی) بترسانند.» پس خداوند به مردم امر کرده است که به سوی رسول خدا بکوچند و نزد او رفت و آمد کنند تا بیاموزند، آن گاه به سوی قوم خویش برگردند و آنها را ( از مسائل دینی) آگاه سازند. همانا مقصود پیامبر ( از اختلاف)، رفت و آمد به شهرها [ی دور و نزدیک] است، نه اختلاف در دین؛ زیرا دین، یکی است. همانا دین، یکی است.»(24)
با تفسیر امام، دو شبهه مهم حل می شود:
مراد از «اختلاف امتی...»، اختلاف و نزاع امت نیست، بلکه مقصود رفت و آمد مردم از شهرهای دور و نزدیک به محضر پیامبراکرم(ص) برای فراگیری مسائل دینی است.
شبهه دوم که اکنون نیز گاهی مطرح می شود، این است که: چرا فقط به انذار و ترساندن اشاره شده؛ در حالی که علما در کنار انذار، بشارت هم می دهند و چنانکه پیامبراکرم(ص) «بشیر و نذیر» بود، علما نیز وارث همان پیامبرند؟! امام صادق(ع) این شبهه را این گونه حل می کند که مراد از «لینذروا»، «یعلموهم» است و در تعلیم، هم تبشیر وجود دارد و هم انذار، هم بیان اوامر خداوند است
همراه با پاداش های آن، و هم بیان نواهی است که ارتکاب آن مستوجب عذاب است.

2. معنای شاکله
امام صادق(ع) فرمود:
«همانا اهل جهنم در جهنم خالد و جاودان اند؛ چون نیات آنها در دنیا این بود که اگر دنیا ابدی بود، تا ابد خدا را عصیان کنند و همانا اهل بهشت در آن جاودان اند؛ چون نیات آنها در دنیا این بود که اگر در دنیا باقی بمانند، همیشه خدا را اطاعت کنند. براساس نیت است که هر دو گروه مخلدند.»
سپس آن حضرت این آیه را تلاوت کرد:«قل کل یعمل علی شاکلته». و فرمود:«علی نیته؛(25) اینکه هرکس بر شاکله اش عمل می کند؛ یعنی براساس نیتش عمل می کند.»
با این تفسیر، معنای روایاتی که نیت را اساس کارها می داند، روشن می شود؛ از جمله «إنما الاعمال بالنیات؛ همانا اعمال براساس نیات است»و «النیهُ اساس العمل»(26).

3. هدف خلقت
از بحث هایی که همیشه مطرح بوده است، این مطلب است که: انسان برای چه آفریده شده است و هدف از خلقت او چیست؟

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

ز کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر، ننمایی وطنم؟

امام علی(ع) فرمود:
«خداوند رحمت کند انسانی را که آنچه لازم است، برای نفس خود تهیه کند و خویشتن را برای قبر آماده سازد؛ انسانی که بداند از کجا آمده و در کدام راه است و به سوی کدام مقصد باز می گردد.»(27)
امروزه نیز این پرسش به صورت جدی در تمام جوامع مطرح است. «ژان خوارستی» دانشمند آلمانی، می گوید:
«هرچه بشریت ترقی می کند، این سؤال بیشتر مطرح می شود که چرا باید بمیرد و منظور از این آمدن و رفتن چیست؟ و به قول سقراط: زندگی بررسی نشده، ارزش زیستن ندارد.»(28)
قرآن کریم گاه هدف خلقت را رسیدن به بندگی می داند:
«و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون»(29).

«ما خلقت الجن و الانس» این بخوان
جز عبادت نیست مقصود از جهان

و گاه هدف، شناخت قدرت الهی بیان شده است:
«الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا أن الله علی کل شیء قدیر»(30).
و زمانی امتحان و آزمایش دانسته شده است که می فرماید:
«الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم أیکم احسن عملاً»(31)؛
«خدایی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک، بهتر عمل می کنید.»
در آیه ای دیگر نیز هدف خلقت را قرب و رحمت الهی دانسته، می فرماید:
«و لا یزالون مختلفین إلا من رحم ربک و لذلک خلقهم»(32)؛
«مردم پیوسته در اختلاف اند، مگر آنانی که خدا به آنان رحمت آورده و برای همین آنها را آفریده است.»
این پرسش در زمان حضرت صادق نیز مطرح بود. ملحدی از حضرتش پرسید: خدا برای چه هدفی خلق را آفریده است؛ در حالی که احتیاجی به آنها ندارد و مجبور به خلق مخلوق نیز نبود و عبث و بیهودگی و بازیچه گرفتن ملخوق، لایق شأن او نیست؟ حضرت فرمود:
«خلقهم لإظهار حکمته و انفاذ علمه و امضاء تدبیره؛ خداوند مخلوقات را آفرید تا حکمت خویش را بنمایاند، و علمش را نشان دهد، و تدبیرش را به تأیید برساند.»(33)
همان طور که در آیه قرآن آمده است:«خدا همان است که هفت آسمان و همانند آنها هفت زمین آفرید. او فرمان( خود) را در میان آنها فرود می آورد تا بدانید که خدا بر هر چیزی تواناست. به راستی، دانش وی هر چیزی را در برگرفته است.»(34)
امام صادق(ع) در ذیل آیه «و لا یزالون مختلفین إلا من رحم ربک و لذلک خلقهم»(35) فرمود:
«خلقهم لیفعلوا ما یستوجبون به رحمه الله فیرحمهم؛ خداوند آنها را آفرید تا آنچه را که با آن مستحق رحمت الهی می شوند، انجام دهند، پس او به آنها رحمت آورد.»(36)
در کلام حضرت صادق(ع) هدف خلقت، اظهار حکمت الهی، شناخت علم بی پایان الهی، تثبیت تدبیر او، امتحان مردم و رسیدن به رحمت و قرب الهی است.
در جمع بندی نهایی، اهداف مذکور را می توان چنین خلاصه کرد: خداوند به انسان اختیار داد و او را بر سر دو راهی گذاشت تا با انتخاب خود، راه شناخت و پرستش خدا را برگزیند و در سایه آن به رحمت الهی و سعادت دست یابد. و چون هرگونه رحمتی در نزدیکی به خداست، می توان گفت: هدف نهایی از آفرینش انسان، همان قرب الهی است و آزمایش انسان و پرستش خدا، وسیله و لازمه رسیدن به این هدف نهایی است.(37)

 

4. قلب سلیم و مختوم
حضرت صادق (ع)در تفسیر آیه «إلا من أتی الله بقلب سلیم»، فرمود:
«قلب سلیم، قلبی است که خدای خویش را ملاقات کند، در حالی که در آن( محبت) غیر از خدا نباشد و هر قلبی که در آن شرک و یا شک باشد، ( از ارزش) ساقط است.»(38).
آن حضرت در جای دیگر فرمود:
«هو القلب الذی سلم من حب الدنیا؛ قلب سلیم قلبی است که از حب دنیا سالم باشد.»
اما «ختم قلب» چیست؟ امام صادق(ع) فرمود:
«برای تو قلب و گوش هایی است و به راستی خداوند هرگاه اراده هدایت کسی را داشته باشد، گوش های قلب او را باز می کند و هرگاه غیر آن( گمراهی فرد) را اراده کند، بر گوش های قلب او مهر می زند که هرگز رستگار نخواهد شد و این است سخن خداوند که فرمود:«أم علی قلوبٍ اقفالها»؛(39)«یا بر قلب ها، قفل ها زده شده است.»

5. گناهان کبیره در قرآن
عمرو بن عبید بر امام صادق(ع) وارد شد و این آیه را خواند:«إن تجتنبوا کبائر ما تنهون»(40) و سپس عرض کرد: دوست دارم گناهان کبیره را از کتاب خدا برایم بیان فرمایید. آن حضرت در پاسخ این آیات و روایات را تلاوت فرمود:
1. شرک به خدا:«إن الله لا یغفرأن یشرک به»(41)؛ «خداوند شرک را نمی آمرزد».
2. یأس از رحمت الهی:«لا ییأس من روح الله»(42)؛ «از رحمت خدا ناامید نمی شود.»
3. عاق والدین؛ چون عاق، جبار شقی است:«و برّاً بوالدتی و لم یجعلنی جباراً شقیا»(43)؛ «و نیکی به پدر و مادر، و خدا مرا جبار و شقی نیافرید.»
4. قتل نفس:«... و من یقتل مؤمناً متعمداً...»(44)؛«...هرکس مؤمنی را عمداً به قتل برساند...».
5. خوردن مال یتیم:«إن الذین یأکلون اموال الیتامی ظلماً»(45)؛ «کسانی که مال یتیم را از روی ظلم می خورند.»
6. فرار از جنگ:«و من یولهم یومئذ دبرهُ»(46)؛«و هرکس در آن هنگام به آنها پشت کند.»
7. خوردن ربا:«الذین یأکلون الربا»(47)؛ «کسانی که ربا می خورند.»
8. سحر:«و لقد علموا لمن اشتراه»(48)؛ «و می دانستند هرکس خریدار این گونه متاع باشد...».
9. زنا:«و لا تقربوا الزنی»(49)؛ «نزدیک زنا نشوید.»
10. قسم ناحق:«إن الذین یشترون بعهد الله و ایمانهم ثمناً قلیلاً»(50)؛ «بی تردید کسانی که پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می فروشند.»
11. خیانت:«و من یغلل یأت بما غلّ»(51)؛«هرکس خیانت کند، به همراه خیانت می آید.»
12. ندادن زکات:«و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله»(52)؛ «کسانی که طلا و نقره ذخیره می کنند و در راه خدا انفاق نمی کنند.»
13. شهادت ناحق و کتمان شهادت:«و من یکتمها فإنه آثمٌ قلبه»(53)؛ «و هرکس کتمان شهادت کند، به دل گناهکار است.»
14. شرب خمر: پیامبر فرمود:«شارب خمر، مثل بت پرست است.»
15. ترک نماز: پیامبر فرمود:«هرکس نماز را عمداً ترک کند، از عهد خدا و رسول او بیزاری و برائت جسته است.»
16. نقض عهد و قطع صله رحم:«الذین ینقضون عهد الله:(54)؛ «آنانی که عهد خدا را نقض کردند.»
17. سخن لغو و بیهوده( موسیقی و ...):«و اجتنبوا قول الزور»(55)؛ «از قول زور، دوری کنید.»
18. جرئت بر خدا:«افأمنوا مکر الله»(56)؛ «آیا آنها خود را از مکر الهی در امان می دانند؟».
19. کفران نعمت:«و لئن کفرتم إن عذابی لشدیدٌ»(57)؛ «اگر کفران کنید، عذابم سخت است.»
20. کم فروشی:«ویل للمطففین»(58)؛ «وای بر کم فروشان!»
21. لواط:«الذین یجتنبون کبائر الاثم:(59)؛ «آنهایی که از گناهان بزرگ دوری می کنند.»
22. بدعت: پیامبر(ص) فرمود:«کسی که به چهره بدعت گذار تبسم کند، او را بر نابودی دینش یاری کرده است.»
با شنیدن این سخنان، عمرو از نزد امام صادق(ع) خارج شد، در حالی که گریه می کرد و می گفت: هلاک شد کسی که میراث شما را غارت کرد و در فضل و علم به منازعه با شما برخاست.(60)

*******************************************************


پی نوشت ها :
1. الارشاد، شیخ مفید، ص 271، قم، مکتبه بصیرتی، مناقب آل ابی طالب، زین الدین محمد بن علی بن شهر آشوب، ج4، ص 269، انتشارات ذوی القربی.
2. سیر حدیث در اسلام، سید احمد میرخانی، ص 109-204، تهران، 1361ش.
3. انعام/59.
4. نحل/ 89.
5. المیزان فی تفسیر القرآن، علامه سید محمد حسین طباطبائی، ج12، ص 246-247، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چهارم، 1361ش.
6. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج11، ص 363، دارالکتب الاسلامیه، 1370ش.
7. اشاره به آیه 89 سوره نحل.
8. اصول کافی، ج 1، ص 59، باب 20، الرد الی کتاب الله، ح 1؛ تفسیر نمونه، ج11، ص 362؛ نورالثقلین، ج3، ص 740.
9. تفسیر نمونه، ج11، ص 362؛ نورالثقلین، ج3، ص 75.
10. اصول کافی، ج1، ص 60، ح6؛ اعلام الهدایه، مجمع جهانی اهل بیت، ج 8، ص 237.
11. اصول کافی، ج1، ص 61، باب 20،( الرد الی الکتاب)، ح8.
12. همان، ج 1، ص 201، ح2.
13. گروهی از غلات، پیرو مغیره بن سعید عجلی هستند. ر.ک: معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، مؤسسه فرهنگی آرایه، ج5، ص 467.
14. مائده/3؛ بحارالانوار، ج2، ص 169، ح3.
15. بحارالانوار، ج92، ص 15، ح8؛ منتخب میزان الحکمه، ص 416، ح 5168.
16. «کسانی که کتاب( قرآن) به آنان دادیم، آن را چنان که حق تلاوتش است، تلاوت می کنند.» بقره/121.
17. ص/29.
18. تنبیه الخواطر، ج2، ص 236، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ص 418، ح 5192.
19. نحل/ 98.
20. تفسیر عیاشی، ج2، ص 270، ح68، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ص 418.
21. بحارالانوار، ج 86، ص 151، ج 87، ص 78، ج89، ص 221؛ وسائل الشیعه، ص 215، باب 26.
22. بحارالانوار، ج92، ص 110، ح11؛ منتخب میزان الحکمه، ص 419، ح 5208.
23. توبه/ 122.
24. اعلام الهدایه، ج4، ص 239؛ معانی الاخبار، صدوق، ص 157، ح1، ص 154، ح1.
25. کافی، ج 2، ص 58، ح5؛ منتخب میزان الحکمه، ص 114، ح 1287.
26. منتخب میزان الحکمه، ص 519.
27. اعلام الدین، ص 344.
28. مجله صباح، ش 10-9، 1382ش، ص 68. ر.ک: جوان و بحران هویت، محمدرضا شرفی، ص 96؛ ایدئولوژی الهی، ص 271.
29. ذاریات/ 56.
30. طلاق/12.
31.ملک/2.
32. هود/ 118 و 119.
33. بحارالانوار، ج1، ص 167، ح2.
34. طلاق/ 12.
35. هود/ 118 و 119.
36. نورالثقلین، حویزی، ج2، ص 404، ح 250، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ص 65، ح 705.
37. ر.ک: معارف قرآن، محمد تقی مصباح یزدی، مؤسسه در راه حق، ص 168؛ مجله صباح، ش 10-9، ص 74.
38. کافی، ج2، ص 16، ح5؛ منتخب میزان الحکمه، ص 429.
39. محمد/24.
40. نساء/31.
41. نساء/ 48 و 116.
42. یوسف/ 87.
43. مریم/ 32.
44. نساء/93.
45. همان/ 10.
46. انفال/ 16.
47. بقره/275.
48. همان/ 102.
49. اسراء/32.
50. آل عمران/ 77.
51. همان/161.
52. توبه/34.
53. بقره/283.
54. همان/ 27.
55. حج/30.
56. اعراف/ 99.
57. ابراهیم/ 7.
58. المطففین/1.
59. نجم/32.
60.مناقب، ج4، ص 272 و 273.

نویسنده: سید جواد حسینی

مجید غفوری

http://s9.picofile.com/file/8300794500/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%AF.jpg

لینک دانلود کل مطلب و تصاویر 16 صفحه

اسکار وایلد نویسنده، شاعر و نمایشنامه‌نویس نامدار ایرلند شانزدهم اکتبر 1854 در دوبلین متولد شد. او در دانشگاه دوبلین به مطالعه‌ ادبیات کلاسیک پرداخت و موفق به دریافت مدال طلای "برکلی" شد که بالاترین نشان برای دانشجویان این رشته بود.

 در سال 1878 در لندن اقامت گزید و اولین مجموعه‌ی شعرش را در همین سال به منتشر کرد که جایزه‌ نیودی ‌گیت را کسب کرد. وی به شدت تحت تأثیر نویسندگان انگلیسی چون جان روسکین و والتر پاتر بود که نقش محوری هنر را در زندگی حیاتی می‌دانستند.

 اسکار وایلد روز 30 نوامبر 1900 بر اثر ابتلا به مننژیت درگذشت و در نزدیکی پاریس به خاک سپرده شد. وی طبع شوخ و زیرکی داشت و به‌ خاطر اظهارنظرهای بذله‌گویانه‌اش بسیار مشهور بود .

 او چهار مجموعه‌ی شعر، 9 نمایش‌نامه و 11 اثر داستانی از خود بجای گذاشت. روح کانترویل (1887)، داستان‌های شاهزاده‌ی شاد (1888)، انارستان (1891)، تصویر دوریان گری (1891) و نامه‌های اسکار وایلد از معروف‌ترین آثار این نویسنده‌اند.

اسکار وایلد و جملات قصارش

اسکار وایلد پس از ویلیام شکسپیر نویسنده‌ای است که بیشترین نقل قول‌ها از جملات قصارش انجام می‌شود.

با گذشت بیش از یک قرن از مرگ اسکار وایلد، شاعر و نویسنده ایرلندی‌تبار در سال 1900، سخنان قصار او پس از شکسپیر،‌ بیشترین میزان نقل قول را در آثار نگارشی دارند.

کتاب‌های نقل قول و آرشیو‌ روزنامه‌ها، 10 جمله‌ی قصار را به ترتیب بالاترین میزان نقل قول از اسکار وایلد به شرح زیر بیان نموده اند:

 ما همه فقیرنشین هستیم، اما بعضی از ما به ستارگان می‌نگرند.

 در مقابل همه‌چیز می‌توانم مقاومت کنم، جز وسوسه.

 بدبین کسی است که قیمت همه‌چیز را می‌داند و ارزش هیچ‌چیز از نمی‌داند.

‌ حقیقت به ندرت خالص است و هیچ‌وقت ساده نیست.

‌ تنها یک چیز در دنیا بدتر از پشت‌سر حرف زدن است: اینکه حرفی از تو گفته نشود.

 تنها راه نجات از وسوسه، سر سپردن به آن است.

 کار، نفرین انسان‌های مست است.

 تجربه چیزی نیست جز لقبی که انسان‌ها به‌ اشتباهات‌شان داده‌اند.

 علاقه‌ با خویشتن، آغاز یک عشق جاودانه است.

 وقتی مردم با من موافقند،‌ احساس می‌کنم حتما در اشتباهم.

 جملات زیبای اسکار وایلد:

زندگی کردن نادرترین چیز در جهان است. بیشتر مردم وجود دارند . فقط همین.

اخلاقیات فقط طرز نگرشی است که ما در مقابل افرادی که شخصا از آنها خوشمان نمی آید بکار می گیریم.

همیشه از آدم بدبین پول قرض بگیر. او انتظار ندارد که آن را پس بدهی.

حافظه . دفترچه خاطراتی است که همۀ ما با خود حمل می کنیم.

دوست داشتن خودت . شروع حالت رمانتیکی مادام العمر است.

بدبین کیست ؟ کسی که از هزینه ی تک تک چیزها خبر دارد . اما ارزش هیچ چیز را نمی داند.

صداقت کم ، چیزی خطرناک است . و صداقت بسیار زیاد ویرانگر است.

زنان خلق شده اند تا دوست داشته شوند . نه اینکه درک شوند.

عاشق که بشوی . همیشه در ابتدا خودت را فریب می دهی و در پایان همیشه دیگران را گول می زنی. توی دنیا به این ماجرا می گویند داستان عاشقانه

تنها تفاوت بین قدیس و گناهکار اینست که هر قدیسی گذشته ای دارد . و هر گناهکاری آینده ای دارد.

این روزها مردم قیمت همه چیز را می دانند ولی ارزش هیچ چیز را نمی دانند.

همه ما در مرداب قرار داریم . ولی بعضی از ما به ستارگان نگاه می کنیم.

زمانی که جوان بودم فکر می کردم پول مهم ترین چیز در زندگی است. الان که پیر شدم مطمئنم که همینطور است.

قلب ساخته شده است که شکسته شود.

مردان همیشه می خواهند اولین عشق یک زن باشند. زنان می خواهند آخرین عشق یک مرد باشند.

من به قدری باهوش هستم که بعضی وقت ها یک کلمه از حرفهایی که می زنم را هم نمی فهمم.

بین مرد و زن امکان دوستی نیست. اشتیاق . تنفر . ستایش و عشق وجود دارد . ولی دوستی ممکن نیست.

تجربه فقط نامی است که ما بر روی اشتباهاتمان می گذاریم.

هنگامی که دیگران با من هم عقیده هستند . به نظرم می رسد که می بایست اشتباه کرده باشم.

همیشه دشمنانت را ببخش. هیچ چیز بیشتر آنها را آزار نمی دهد.

هنر ، شدیدترین حالت فردگرایی است که تاکنون در جهان شناخته شده است.

افراد پیر به همه چیز ایمان دارند . افراد میانسال به همه چیز شک دارند . افراد جوان همه چیز را می دانند.

من آنقدر جوان نیستم که همه چیز را بدانم.

تمام زنان مثل مادران خود می شوند . این مصیبت آنهاست. هیچ مردی اینطور نمی شود . این مصیبت آنهاست.

برخی افراد وقتی بجایی میروند باعث شادی میشوند و برخی دیگر وقتی جایی را ترک میکنند این شما هستید که تصمیم میگیرید جزو کدام دسته باشید

به ما یک زندگی خوب یا یک زندگی بد داده نشده به ما فقط و فقط یک زندگی داده شده این هنر ماست که چگونه انرا به یک زندگی خوب یا بد تبدیل کنیم

یک مرد با وقار، احساسات هیچ کس را ندانسته زیر پا نمیگذارد

گزیده ای از کتاب هایش:

آدم برای سرگرمی خودش در شهر زندگی می‌کند و در روستا برای سرگرمی دیگران.

Ernst mu man sein، پرده اول/ جک

 آدم در انتخاب دشمنش هرچه بیشتر دقت کند باز هم کم است.

تصویر دوریان گری، قسمت اول، لرد هنری

 ارزش یک اندیشه به‌ خلوص نیت گوینده آن بستگی ندارد.

تصویر دوریان گری، قسمت اول، لرد هنری

در مورد دین، حقیقت صرفاً باوری است که ماندگار شده است.

منتقد اما هنرمند، قسمت اول     

افکار عمومی دارای کنجکاوی سیری‌ناپذیری برای کسب دانستنی‌هاست، اما دانستنی‌های بیهوده.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

انسان متمدن از لذت بردن پشیمان نیست؛ انسان بی‌فرهنگ اصلأ لذت را نمی‌شناسد.

تصویر دوریان گری، قسمت ششم، لرد هنری

انسان‌ها متنوعند ولی معقول نیستند.

تصویر دوریان گری، قسمت دوم/ لرد هنری

این عمل "اعتراف" است که گناهانمان را می‌آمرزد، نه عمل کشیش.

تصویر دوریان گری، قسمت هشتم

این قرن نوزدهم را که ما می‌شناسیم، در اصل از کشفیات بالزاک است.

Der Verfall der L ge / ویویان

بچه‌ها تا کوچکند به ‌پدر و مادرشان مهر می‌ورزند، وقتی بزرگ شدند آن‌ها را به‌ محاکمه می‌کشند و گاهی نیز مورد بخشش قرار می‌دهند.

تصویر دوریان گری، قسمت پنجم/ لرد هنری

بزرگترین بهره‌ای که از تحقق سوسیالیسم نصیبمان می‌شد این بود که ما را از این اجبار کثیف - برای دیگران زندگی کردن - نجات می‌داد، اجباری که در حال حاضر کمر مردم را خم کرده‌است.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen، Er ffnung des Essays

بشر، در تلاشی مذبوحانه برای رسیدن به ‌ثروت و مکنت، سرانجام به‌ پای خود به ‌گورستان می‌رود.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

بهترین نوع حکومت برای یک هنرمند، فقدان حکومت است.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

تجربه چیزی نیست جز لقبی که انسان‌ها به‌ اشتباهاتشان داده‌اند.

تصویر دوریان گری، قسمت چهارم

اندیشه ای که خالی از خطر باشد، ارزش آن را ندارد که آن را اندیشه بنامیم.

Der Kritiker als K nstler،صحنه دوم/ ژیلبرت

تمام دخترها مثل مادرشان می‌شوند، چه فاجعه بزرگی برای دختر‌ها؛ هیچ مردی مثل مادرش نمی شود، چه فاجعه بزرگی برای پسرها.

Ernst mu  man sein، پرده اول/ آلگرنون

تنها موضوع جدی در جهان، هنر است. و هنرمند تنها کسی است که جدی نیست.

Maximen zur Belehrung der  bergebildeten، Maxime ۱۲

تنها وظیفهٔ ما در قبال تاریخ، بازنویسی آن است.

Der Kritiker als K nstler،صحنه اول/ ژیلبرت

تنها یک طبقه اجتماعی وجود دارد که بیشتر از پولدارها به ‌پول فکر می‌کند و آن نیز بی‌پول‌ها هستند.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

جامعه، اغلب جنایت‌کاران را می‌بخشد ولی خیال‌پردازان را هرگز.

Der Kritiker als K nstler،صحنه دوم/ ژیلبرت

جوانان فکر می کنند پول همه‌چیز است. وقتی بزرگ شدند می‌فهمند که پول همه‌چیز است.

تصویر دوریان گری، قسمت سوم/ لرد فرمر، لرد هنری

چیزهایی‌که به‌ من می‌گوید باعث دلخوری است، همه نصیحت و پند و اندرز‌ است.

تصویر دوریان گری، قسمت چهارم

حافظه دفترخاطراتی است که همیشه باخود حمل می‌کنیم.

Ernst mu  man sein، پرده دوم/ خانم پریسم

حفظ تندرستی، مبرم‌ترین وظیفه در زندگی است.

Ernst mu  man sein، پرده دوم/ خانم پریسم

در آمریکا، رییس‌جمهور برای مدت چهارسال حکومت می‌کند، خبرنگاران برای همیشه.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

در دوران گذشته، از شکنجه استفاده می‌کردند، امروزه از خبرگزاری‌ها، این‌را می‌گویند پیشرفت.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

دست و دل‌باز بودن جوهر دوستی است.

Der ergebene Freund / der M ller

دنیا به ‌دست دیوانگان ساخته شده تا عاقل‌ها در آن زندگی کنند.

Eine Frau ohne Bedeutung، پرده سوم/ لرد ایلینگورث

زمینهٔ خوش‌بینی فقط ترس است.

تصویر دوریان گری، قسمت ششم/ لرد هنری

زندگی، یأس کامل است.

تصویر دوریان گری، قسمت هفدهم (مقابله شود)

ژورنالیسم، ناخواناست؛ ادبیات، خواننده ندارد.

Der Kritiker als K nstler،صحنه اول/ ژیلبرت

فقط یک‌چیز از بی‌عدالتی بدتر است و آن هم عدالتی است که شمشیر به‌ دست نباشد.

Der Kritiker als K nstler،صحنه دوم/ ژیلبرت

فکرکردن، ناسالم‌ترین چیزها در دنیاست.

oDer Verfall der L ge / ویویان     

کمال واقعی یک انسان، برخاسته از جوهر اوست و نه حاصل ثروتش.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

گاهی اوقات بیدار ماندن مشکل است، مخصوصأ در کلیسا.

شبح کانترویل، قسمت پنجم/ خانم ویرجینیا اتیس

ما انگلیسی‌ها تقریبأ همه‌چیزمان شبیه به ‌آمریکایی‌هاست، البته باستثناء زبانمان.

شبح کانترویل، قسمت اول

مجازات هرچه کمتر، به ‌همان اندازه نیز جرایم کمتر خواهد بود.

Der Sozialismus und die Seele des Menschen

مرگ و بدخویی تنها معضلی است که قرن نوزدهم راه‌حلی برایش ندارد.

تصویر دوریان گری، قسمت نوزدهم/ لرد هنری

من مخالفتی با عمل ندارم، فقط مخالف حرفم.

تصویر دوریان گری، قسمت هفدهم/ لرد هنری

من و این جهان، خیلی خوب باهم کنار می‌آییم.

تصویر دوریان گری، قسمت پانزدهم/ لرد هنری

من هیچگاه بدون دفترخاطراتم سفر نمی‌کنم، آدم باید همیشه چیز جالبی برای خواندن با خودش داشته باشد.

Ernst mu  man sein، پرده دوم/ گوندولن

هرکسی می‌تواند تاریخ‌ساز باشد اما فقط یک مرد بزرگ می‌تواند آنرا رقم زند.

Der Kritiker als K nstler،صحنه اول/ ژیلبرت

هیچ چیز گناه نیست بجز حماقت.

Der Kritiker als K nstler،صحنه دوم/ ژیلبرت

هیچ‌چیز برای مردم ناراحت‌کننده‌تر از آن نیست که به ‌مجلسی دعوت نشوند.

Ernst mu  man sein، پرده اول/ آلگرنون

یک هنرمند بزرگ، چیزها را همان‌طور که هستند نمی‌بیند، اگر می‌دید هنرمند نبود.

Der Verfall der L ge / ویویان

 من از حرف زدن با دیوار آجری خیلی خوشم می آید ، در تمام دنیا تنها چیزی است که با من مخالفت نمی کند.

Lady Windermere's Fan: A Play About a Good Woman

 

باتشکر

مجید غفوری

تلگرام metallurgydata@

مجید غفوری