دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

در این مجموعه بیش از 1000مطلب علمی،سلامت،ورزشی،تغذیه،رایانه،... برای علاقه مندان ارائه شده است.با تشکر از توجه،انتقادات و پیشنهادات شما.مهندس مجید غفوری با تجربه 30 سال مطالعه پیرامون علوم مختلف.
majidghafouri@kiau.ac.ir
ghfori@gmail.com
پیامرسان telegram.me/metallurgydata
09356139741
مشاوره و سخنرانی

بارکد شناسایی آدرس دانستنیها
بایگانی

metallurgydata@

مجید غفوری

http://s8.picofile.com/file/8338111750/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B3%DB%8C%D9%84_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C_%DB%B5%DB%B5%DB%B8_%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87.jpg

دانشمندان فسیل سالم قدیمی ترین گونه شناخته شده جانوری که قدمت آن به ۵۵۸ میلیون سال می رسد را پیدا کرده اند.

این یک موجود پهن بیضوی به نام دیکینسونیا بود که نمونه یافت شده آن در روسیه به قدری سالم است که هنوز حاوی ملکول های کلسترول است.

تیم محققان در نشریه نیچر گزارش می دهد که این نوع چربی مختص گونه های جانوری است.

دیکینسونیا به گروهی از گونه های حیات متعلق است که در دوره موسوم به زیست بوم ایدیاکران زندگی می کردند. اینها اولین ارگانیسم های پیچیده چندسلولی بودند که در زمین ظاهر شدند.

اما اینکه موقعیت آنها در شجره حیات چیست یکی از بزرگترین معماهای دیرینه شناسی بوده.

تیم های مختلف دانشمندان آنها را در دسته های مختلفی مثل گلسنگ، قارچ، تک یاختگان، یا حتی حد واسط میان نباتات و حیوانات طبقه بندی کرده بودند.

اما حالا تحلیل تازه نمونه ای که در شمال غربی روسیه پیدا شده این گونه را در قلمرو جانوران قرار می دهد.

یوکن بروکس از دانشگاه ملی استرالیا در کانبرا و از محققان این مطالعه به بی بی سی گفت: "دیکینسونیا یک موجود بیضوی و پخت بود که در بستر اقیانوس زندگی می کرد. کوچکترین نمونه ای که دیده ایم حدود یک سانتی متر بود. اما این موجودات خیلی بزرگ می شوند. مثلا دیکینسونیا رکس ۱۴۰ سانتی متر است که آن را به یکی از موجودات عظیم اولیه بدل می کند."

یک مشکل بزرگ برای محققان این بود که تا پیش از این نه یک فسیل بلکه فقط نقش آن بر سنگ پیدا شده بود.

آقای بروکس می گوید: این دقیقا مشکلی است که در ۷۵ سال اخیر داشته ایم. رگ اسپریگ یکی از آنها را در سال ۱۹۴۶ در تپه های ایدیاکرای استرالیا پیدا کرد و گفت که شبیه یک جانور است. البته او به دلایل غلط به یک نتیجه درست رسید. چون اگر نگاه دقیقی به آن بیاندازید شباهتی به جانوران ندارد."

دوره ایدیاکران که دیکینسونیا متعلق به آن است حدود ۶۰۰ میلیون سال قبل شروع شد و برای ده ها میلیون سال تا فرارسیدن انفجار کامبرین در حدود ۵۴۱ میلیون سال ادامه داشت. انفجار کامبرین با پیدایش گونه های فوق العاده متنوعی از حیات همراه بود. دوره ای که بیشتر گروه های عمده جانوری در رکوردهای فسیلی ظاهر می شوند.

و با این انفجار بود که گونه های ایدیاکران عمدتا ناپدید شدند.

پروفسور بروکس می گوید که حالا فسیل کشف شده در روسیه پیدایش دسته جانوران را میلیون ها سال نسبت به آنچه تصور می شد عقب می کشد:

"این کشف بر یافته فوق العاده ایلیا بوبروفسکی دانشجوی دکترای من ‌استوار است. او یک فسیل دیکینسونیای سالم که هنوز حاوی مواد ارگانیک دست نخورده است را پیدا کرد. بگذارید اهمیتش فوق العاده این کشف را توضیح بدهم:‌ فرض کنید فسیل یک دایناسور تی رکس را پیدا کرده اید. اما به جای اینکه همه بخش های آن سنگ و فسیل شده باشد، حیوان داخل باتلاق افتاده و مومیایی شده. چقدر هیجان انگیز خواهد بود اگر تی رکسی را پیدا کنید که استخوان، عضلات، پوست و مغز آن سالم مانده."

"این دقیقا چیزی است که دانشجوی من ایلیا پیدا کرد: یک دیکینسونیای مومیایی شده. آنقدر سالم است که حتی چربی حیوان در داخل فسیل محفوظ مانده. و ما همین چربی را تحلیل کردیم."

او توضیح می دهد این چربی حاوی ماده مهم کلسترول است که فقط در بدن جانوران تولید می شود و همین ثابت می کند که دیکینسونیا هم جانور بوده.

مجید غفوری

http://s8.picofile.com/file/8337598318/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AA%D9%84_3_.jpg

سخنان و جملات زیبای اکهارت تل
در هر لحظه زندگی خود اگر دقت کنید می بینید چیزی جز همین الآن و همین جایی که هستید در اختیارتان نیست.
آنچه را سنگ ها، گیاهان و حیوانات هنوز می دانند، فراموش کرده ایم. فراموش کرده ایم که چگونه باشیم، آرام باشیم. خودمان باشیم، آنجا که زندگی هست باشیم: اینجا و اکنون!
به محض این که قدر لحظه حال را بدانید تمام ناراحتی ها و مخالفت ها رنگ می بازد و کم کم زندگی راحت و دلپذیر می شود زمان حال را همانگونه که هست بپذیرید گویی خود شما آن را انتخاب کرده اید مشکلات برای آزمایش شما هستند
آیا شما یک منتظر همیشگی هستید ؟ چــه مدت از زندگی خود را بــه انتظار کشیدن می گذرانید ؟
انتظار برای تعطیلات بعدی  شغل بــهتر  بزرگ شدن بچــه ها  یک رابطــه پرمعنا موفقیت  پولدار شدن مــهم شدن یا روشن بین شدن. چندان نامتعارف نیست کــه اشخاص همــه عمر را بــه انتظار شروع زندگی سپری کنند
انتظار  یک حالت ذهنی ست و در اصل بــه این معناست کــه شما آینده را می خواهید و اکنون را نمی خواهید
آنچــه را دارید نمی خواهید و آنچــه را ندارید می خواهید با هر نوع انتظار  ناآگاهانــه تضادی درونی بین اکنون و اینجا
یعنی جایی کــه نمی خواهید باشید با آینده فرافکنی شده خود . یعنی جایی کــه می خواهید باشید . ایجاد می کنید
این نگرش موجب می شود حال حاضر را از دست بدهید و کیفیت زندگی شما بــه شدت کاهش یابد.

بــه اکنون توجــه کنید ؛ بــه رفتار واکنش ها  حال ها  فکرها  احساس ها  ترس ها و آرزوهایتان کــه در حال حاضر آشکار می شوند  بپردازید این ها گذشتــه موجود در شما هستند. اگر بتوانید بــه اندازه کافی حضور داشتــه باشید و همــه این موارد را تماشا کنید  نــه با دیده انتقاد و تجزیــه و تحلیل  بلکــه بدون داوری آنگاه با گذشتــه رو بــه رو می شوید و از طریق نیروی حضور خود آن را می زدایید.

زیبایی در سکونِ حضور می شکفد : برای هشیار شدن نسبت بــه زیبایی عظمت و تقدس طبیعت نیاز بــه حضور دارید
آیا تاکنون در یک شب صاف بــه آسمان و بی کرانگی فضا نگریستــه اید و از سکون مطلق و وسعت باورنکردنی آن بــه حیرت افتاده اید ؟
آیا بــه صدای جویباری کــه از کوه بــه جنگل سرازیر می شود . گوش داده اید ؟ واقعاً گوش داده اید ؟
یا بــه صدای یک توکای سیاه بــه هنگام غروب در یک شب آرام تابستانی ؟
برای هشیار شدن نسبت بــه این چیزها ذهن باید آرام بگیرد باید لحظــه ای بار مسایل  گذشتــه  آینده و همــه دانش خود را زمین بگذارید در غیر این صورت نگاه می کنید و نمی بینید  گوش می دهید و نمی شنوید.
در ورای زیبایی اشکال بیرونی چیز دیگری وجود دارد: چیزی کــه قابل نامگذاری نیست چیزی وصف ناپذیر یک مفــهوم عمیق درونی و مقدس اما فقط هنگامی برای شما آشکار می شود کــه حضور داشتــه باشید.
درد شما در دو سطح است: دردی کــه اکنون ایجاد می کنید و دردی کــه از گذشتــه باقی مانده و هنوز در ذهن و بدن شما زندگی می کند تا زمانی کــه نتوانید بــه نیروی حال دست یابید . هر درد عاطفی کــه تجربــه می کنید پس مانده ای از درد را از خود بر جای می گذارد کــه بــه زندگی با شما ادامــه می دهد این درد بــه دردهای مانده از گذشتــه می پیوندد و در ذهن و بدن شما خانــه می کند این درد متراکم  یک میدان انرژی منفی ست کــه ذهن و بدن شما را اشغال می کند. این  بدن دردمند عاطفی ست.
بدن دردمند در دو حالت بــه زندگی ادامــه می دهد: غیرفعال و فعال هر چند ممکن است بدن دردمند در نود درصد اوقات غیرفعال باشد اما امکان دارد در شخصی کــه عمیقاً غمگین است در صد در صد اوقات فعال شود برخی افراد تقریباً بــه کلی از طریق بدن دردمند زندگی می کنند و برخی دیگر آن را فقط در شرایطی ویژه مثل روابط بسیار صمیمانــه یا موقعیت هایی در رابطــه با ترک کردن یا از دست دادن عزیزی در گذشتــه  آزردگی های عاطفی یا جسمی پیشین و مانند اینها تجربــه کند. هر عاملی می تواند بدن دردمند را فعال کند بــه ویژه اگر آن مورد با الگوی درد پیشین شما هماهنگ باشد
هنگامی کــه بدن دردمند آماده است تا از حالت غیرفعال خود خارج شود حتی فکر یا سخن بی غرض یکی از نزدیکان  آن

را فعال می کند.

http://s9.picofile.com/file/8337598284/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AA%D9%84_1_.jpg
شما در اینجا و اکنون هستید . در حالی کــه ذهنتان در آینده است این اختلاف موجب شکافی اضطراب آور می شود
اگر خود را با ذهن یکی بدانید و ارتباط خود را با نیرو و سادگی حال از دست بدهید آن شکاف اضطراب آور همدم همیشگی شما خواهد بود. همیشــه می توان با لحظــه حال رو بــه رو شد اما نمی توان از عــهده چیزی کــه فقط یک فرافکنی ذهنی ست برآمد. نمی توان بر آینده پیروز شد. عادت کنید کــه هر گاه گذشتــه و آینده مورد نیاز نیستند . توجــه خود را از آن ها پس بکشید تا آنجا کــه می توانید در زندگی روزانــه از بُعد زمان خارج شوید.

اگر ورود مستقیم بــه حال برایتان دشوار است بــه این ترتیب شروع کنید کــه تمایل همیشگی ذهن خود را بــه فرار از حال مشاهده نمایید می بینید کــه معمولاً آینده بــهتر یا بدتر از اکنون مجسم می شود اگر آینده خیالی شما بــهتر باشد  بــه شما امید یا انتظارات لذت بخشی می دهد و اگر بدتر باشد تولید نگرانی می کند. هر دوی این حالات زاده توهم هستند.

هنگامی کــه هدفی برای خود تعیین می کنید و در راه رسیدن بــه آن می کوشید از زمان ساعتی بــهره می برید. در این وضعیت افزون بر آن کــه بــه مقصد خود آگاه هستید بــه گامی کــه در این لحظــه برمی دارید احترام می گذارید و بیشترین توجــه خود را بــه آن معطوف می دارید اما اگر بــه هر دلیلی از جملــه دست یابی بــه شادمانی . خشنودی خاطر یا احساس کامل تری از خود بیش از اندازه بر هدف متمرکز شوید دیگر حال گرامی شمرده نمی شود. در این حالت حال صرفاً بــه یک سکوی پرتاب بــه آینده مبدل می شود کــه بــه خودی خود هیچ ارزشی ندارد آنگاه زمان ساعتی بــه زمان روانی تبدیل می گردد از آن پس سفر زندگی یک ماجرا نیست . بلکــه نیاز مفرط بــه رسیدن دست یابی و موفق شدن است. شما دیگر گل های اطراف را نمی بینید و نمی بویید و نسبت بــه زیبایی و اعجاز زندگی کــه با حضور حال پیرامون شما می شکفد . آگاه نخواهید بود.

حواس خود را بــه طور کامل بــه کار بگیرید همان جایی کــه هستید  باشید بــه اطراف نگاه کنید فقط بنگرید  تعبیر و تفسیر نکنید نور  شکل ها رنگ ها و بافت ها را ببینید نسبت بــه حضور بی صدای یکایک چیزها هشیار باشید
نسبت بــه فضایی کــه امکان وجود چیزها را فراهم می آورد هشیار باشید بــه صداها گوش دهید آن ها را داوری نکنید بــه سکوت پشت صداها گوش دهید. چیزی را لمس کنید – هر چیزی را- و بودن آن را پذیرا باشید.
ضرباهنگ تنفس خود را ملاحظــه کنید . هوای دم و بازدم را حس کنید
انرژی حیات را در درون خود حس کنید. بگذارید همــه چیز در درون و بیرون باشد. بودن همــه چیز را بپذیرید
عمیق تر بــه ژرفای حال فرو بروید بــه این ترتیب شما دنیای مرگ آور پندارهای ذهنی وابستــه بــه زمان را پشت سر می گذارید
شما از ذهن دیوانــه کــه انرژی حیاتتان را می بلعد رها می شوید ذهن ناآگاهانــه عاشق مشکلات است  زیرا مسایل بــه گونــه ای بــه شما هویت می دهند وجود مشکل بــه این معناست کــه شما در ذهن خود درباره وضعیتی فکر می کنید
بی آن کــه بــه راستی بخواهید یا این امکان وجود داشتــه باشد کــه در این باره کاری انجام دهید
در نتیجــه بــه طور ناخودآگاه آن وضعیت را بــه صورت جزیی از خود درمی آورید
شما چنان تحت تأثیر وضعیت زندگی خود قرار می گیرید کــه حس زندگی . حس بودن را از دست می دهید
یا بــه جای آن کــه توجــه خود را بــه آن کاری کــه اکنون می توانید انجام دهید معطوف بدارید
دیوانــه وار بار صدها کاری را کــه شاید باید در آینده انجام بدهید . با خود حمل می کنید.
چنانچــه شرایطی پیش آید کــه مجبور شوید در حال حاضر با آن روبــه رو شوید
هر اقدامی کــه از آگاهی همین لحظــه ناشی گردد . روشن و قاطع خواهد بود و در ضمن احتمال مؤثر بودن آن نیز بیش تر است چنین اقدامی واکنشی و ناشی از شرایط پیشین ذهن شما نیست
بلکــه پاسخی باطنی و مناسب با شرایط خاص مورد نظر می باشد. خواهید دید در مواردی کــه پیش تر ذهن مقید بــه زمان واکنش نشان می داد هیچ کاری نکردن و صرفاً متمرکز بودن بر حال موثرتر است.

این عادت را پرورش دهید کــه وضعیت ذهنی و عاطفی خود را از طریق مشاهده خود بررسی کنید
آیا در این لحظــه آسوده هستم ؟ پرسش خوبی ست کــه جا دارد پیوستــه از خود بپرسید
یا می توانید بپرسید: در این لحظــه در درون من چــه می گذرد ؟ دست کم بــه آنچــه در درونتان می گذرد بــه اندازه رویدادهای بیرونی علاقــه نشان دهید اگر درون را درست کنید . بیرون خود بــه خود درست می شود.

هر اعتیادی ناشی از این است کــه فرد از رویارویی با درد و گذر از آن امتناع می کند هر اعتیادی با درد آغاز می شود و با درد پایان می گیرد بــه هر ماده ای کــه معتاد باشید . خواه غذا . خواه دارو و یا یک فرد . شما در عمل از چیزی یا شخصی استفاده می کنید تا درد خود را بپوشانید برای همین است کــه پس از گذشت سرخوشی نخستین . این همــه درد و غم در روابط نزدیک بــه چشم می خورد

روابط  مولد درد و غم نیستند بلکــه آن ها درد و اندوهی را کــه در درون شما خانــه دارد . آشکار می کنند
هر اعتیادی همین کار را می کند. این یکی از دلایلی است کــه بیش تر مردم همواره تلاش می کنند

تا از لحظــه حاضر بگریزند و در پی نوعی رهایی در آینده باشند.
بــه گیاهان و حیوانات بنگرید و اجازه دهید آن ها پذیرش آنچــه هست و تسلیم بــه حال را بــه شما بیاموزند
اجازه دهید آن ها بودن را بــه شما یاد بدهند. اجازه دهید آن ها یکپارچگی . یعنی بودن . خودتان بودن . حقیقی بودن را بــه شما بیاموزند اجازه دهید آن ها چگونــه زیستن و چگونــه مردن را بــه شما یاد بدهند و بــه شما بیاموزند چگونــه زندگی و مرگ را بــه مشکل تبدیل نکنید. همدلی درک پیوند عمیق بین شما و تمامی موجودات است.
دفعــه بعد کــه می گویید: من هیچ وجــه مشترکی با این فرد ندارم بــه یاد بیاورید کــه وجوه مشترک فراوانی دارید چند سال بعد – دو یا هفتاد سال . تفاوت چندانی نمی کند – هر دوی شما بــه جسدهای پوسیده سپس توده ای خاک و پس از آن بــه هیچ تبدیل می شوید. این درک تامل برانگیز انسان را فروتن می کند و نشان می دهد کــه موردی برای غرور وجود ندارد
آیا این یک فکر منفی ست ؟ نــه  این واقعیت است چرا چشمانتان را بــه روی آن ببندید ؟ از این دیدگاه . بین شما و تمامی موجودات برابری کامل برقرار است.


هنگام درد شدید . هر سخنی درباره تسلیم . بی معنی و بی حاصل بــه نظر می رسد هنگامی کــه دردتان شدید است . احتمالاً تمایل شما بــه فرار از آن . نیرومندتر از تسلیم بــه آن است شما مایل نیستید احساس خود را حس کنید. چــه برخوردی طبیعی تر از این ؟ اما بدانید کــه راه گریزی وجود ندارد . فرار ممکن نیست!
راه های گریز ساختگی فراوانی وجود دارند – کار ، غذا ، دارو ، خشم ، فرافکنی ، سرکوب و مانند این ها اما آن ها شما را از درد رها نمی کنند هنگامی کــه درد را بــه سطح ناآگاهی خود می رانید . از شدت آن کاستــه نمی شود
هنگامی کــه درد عاطفی را انکار می کنید . همــه اعمال . افکار و روابطتان بــه آن آلوده می شوند. بــه عبارت دیگر شما
آن را بــه صورت انرژی از خود ساطع می کنید و سایرین آن را جذب می کنند.


هر گاه راه گریزی نیست همواره راه عبوری هست  پس  از رنج و درد رو برنگردانید با آن رو بــه رو شوید و آن را بــه طور کامل احساس کنید آن را حس کنید . اما درباره آن فکر نکنید ! در صورت لزوم درد و رنج خود را ابراز کنید . اما درباره آن در ذهن خود فیلم نامــه ننویسید
تمامی توجــه خود را بــه احساس معطوف کنید . نــه بــه شخص  رویداد  یا وضعیتی کــه در ظاهر موجب آن بوده است.
اجازه ندهید ذهن بــه بــهانــه ناراحتی  از شما یک مظلوم بسازد احساس تاسف برای خود و بازگویی ماجراها برای دیگران  شما را اسیر ناراحتی نگــه می دارد.

http://s9.picofile.com/file/8337598292/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AA%D9%84_2_.jpg

مجید غفوری

پایین آمدن یک یا هر دو شانه را افتادگی شانه می نامند؛ عارضه ای تقریبا فراگیر که در برخی موارد بدون درد است و در صورت عدم درمان، مشکلات جدی را مانند خشکی مفصلی، تاندونیت ها و آرتروز در این ناحیه شکل می دهد.

چرا شانه‌های افتاده داریم؟

در حالت طبیعی لازم است شانه ها موازی با تنه شما قرار بگیرند، بنابراین تغییر شکل و افتادگی شانه‌ یا به اصطلاح، گردشدگی شانه به معنی این است که به دلایل مختلف، شانه ها از وضع طبیعی خارج و به سمت جلوی بدن تمایل پیدا کرده است.

تغییر فرم شانه ها به علت نبود تعادل در طول عضلات جلویی و عقبی این ناحیه است، بنابراین انجام غلط ورزش های حرفه ای، غلط ایستادن، غلط خوابیدن، غلط نشستن، به صورت طولانی به خصوص طولانی مدت پشت کامپیوتر و راه رفتن های طولانی می‌تواند بر بروز این عارضه موثر باشد. همچنین فعالیت بیش از حد با یک طرف بدن از قبیل بلند کردن اجسام و کیف‌های سنگینی که در یک طرف شانه قرار می گیرند نیز بدن را به سمت افتادگی شانه سوق خواهد داد.

بی‌توجهی به نحوه نشستن و ایستادن، انجام ورزش هایی که تقارن در قدرت عضلات جلویی و پشتی بدن را مختل می کند، تمرکز بیش از حد بر تقویت عضلات جلویی در بدنسازی، ورزش شنا و انجام ندادن تمرینات کششی قبل از شروع ورزش، از عوامل موثر در تشدید افتادگی شانه است.

http://s8.picofile.com/file/8337403592/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87_4_.jpg

همچنین این مشکل در افراد مبتلا به گرد پشتی مادرزادی هم دیده می‌شود که در این مورد لازم است اقدامات درمانی برای هر دو مشکل صورت پذیرد.

اصلاح سبک زندگی؛ اولین قدم درمان گردشدگی شانه

درمان گردشدگی شانه از سوی فیزیوتراپیست ها و از طریق تجویز ورزش‌های لازم انجام می‌شود، اما قدم اول در درمان این عارضه بر طرف کردن علت آن است. برای مثال در مورد افرادی که به صورت غلط می نشینند، باید با شناسایی علت های احتمالی که منجر به این نوع نشستن می شود آن ها را برطرف کرد، در اغلب موارد میز کامپیوتر و صندلی از نظر ارتفاع تناسب ندارند و لازم است از نظر ارگونومی اصلاح شود.

برخی از مبتلایان به گردشدگی و افتادگی شانه ها از دردهای عضلانی و مفصلی نیز رنج می‌برند، از این رو لازم است این گونه مشکلات  به صورت همزمان با خود بیماری درمان شود. بی شک آگاهی از چگونگی صحیح نشستن و ایستادن و توجه به نحوه صحیح انجام ورزش های حرفه ای باعث پیشگیری از ایجاد این مشکل خواهد شد، این در حالی است که حتی بسیاری از شناگران حرفه ای از وجود این مشکل غافلند و بی‌توجهی آن‌ها به حرکات کششی باعث بیشتر شدن احتمال ابتلابه دردها و آسیب های مفصل شانه در آن ها خواهد شد.

درمان بر مبنای ورزش

پایه درمان این نوع بدشکلی استخوانی که بیشتر در نوجوانان بروز می‌کند، انجام تمرینات کششی و تقویتی است. معمولا تمرینات کششی برای عضلات سینه‌ای کوچک و بزرگ و تمرینات تقویتی برای عضلات متصل به استخوان کتف تجویز می شود. لازم است تمرینات درمانی با هدف قرینه کردن قدرت عضلات سینه ای با عضلات پشتی شانه انجام شود و اصلاح قامت در حرکات اصلاحی نیز باید مدنظر قرار بگیرد.

برای اصلاح قامت باید به طرز صحیح قرار گرفتن هر یک از اجزای مختلف بدن شامل سر، ستون فقرات گردنی، اندام های فوقانی، ستون فقرات پشتی، تنه، ستون فقرات کمری و اندام های تحتانی در کنار هم توجه شود. در بسیاری از موارد بدقامتی در ستون فقرات پشتی با گردشدگی شانه همراه است.

تمرین‌های پیشنهادی برای رفع افتادگی شانه

در ابتدا تلاش کنید هنگام کار، استراحت، راه رفتن و نوشتن, شانه ها را در یک سطح نگه دارید.

برای اصلاح این مشکل در حالت ایستاده قرار گرفته و با دست راست مچ دست چپ را پشت تنه بگیرید؛ حال سعی کنید دست ها را به سمت عقب بکشید تا این حرکت موجب کشش بافت های نرم اطراف شانه شود، این تمرین را با هردست به مدت یک دقیقه انجام دهید.

http://s8.picofile.com/file/8337403626/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87_1_.jpg

 در حالت ایستاده هر دو دست را از پهلو به بالای سر ببرید؛ دست‌ها را در هم قفل کرده و به سمت بالا بکشید تا کشش عضلات زیر بغل رو احساس کنید.

http://s9.picofile.com/file/8337403650/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87_1_.png

همین تمرین را در حالت خوابیده به پشت هم انجام دهید، سعی کنید بدون خم شدن آرنج، پشت دست ها را به زمین برسانید.

در حالت ایستاده دست ها را از پشت روی میز قرار دهید و سعی کنید از حالت ایستاده به نشسته درآیید؛ برای این منظور زانو ها را خم کرده و آرام آرام به سمت  پایین بروید تا از این طریق کشش بافت های نرم جلو شانه و سینه صورت بگیرد، این تمرین به مدت یک دقیقه‌ای انجام و چن بار تکرار کنید.

http://s8.picofile.com/file/8337403692/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87_2_.jpg

در وضعیت ایستاده سعی کنید در سمتی که شانه افتادگی دارد کتف را به صورت پرتابی و پی‌درپی  بالا بیاورید و این وضعیت را حدود ده تا پانزده ثانیه حفظ کنید.

http://s8.picofile.com/file/8337403600/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87_1_.gif

در حالت ایستاده قرار بگیرد، سعی کنید شانه ها را به سمت بالا برده و سپس آن‌ها را پایین تر از حد طبیعی بیاورید.

در حالت ایستاده قرار بگیرید و دو وزنه در حدود ۵/۲ تا ۱۴ کیلوگرم در دست بگیرید. حال شانه ها را بالا ببرید، برای لحظاتی در این وضعیت مانده وسپس آن ها را پایین بیاورید تا موجب بهبود قدرت عضلات بالابرنده کتف و وضعیت شانه ها شود.

http://s8.picofile.com/file/8337403700/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87_3_.jpg🆔 @metallurgydata : کانال دانش

مجید غفوری