دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

علمی,تاریخ،تکنولوژی،هنر,تغذیه,هوش,ورزش,رایانه,سلامتی,اندیشه,ادبی,روانشناسی و دیگر مطالب

دانستنیها

در این مجموعه بیش از 1000مطلب علمی،سلامت،ورزشی،تغذیه،رایانه،... برای علاقه مندان ارائه شده است.با تشکر از توجه،انتقادات و پیشنهادات شما.مهندس مجید غفوری با تجربه 30 سال مطالعه پیرامون علوم مختلف.
majidghafouri@kiau.ac.ir
ghfori@gmail.com
پیامرسان telegram.me/metallurgydata
09356139741
مشاوره و سخنرانی

بارکد شناسایی آدرس دانستنیها
بایگانی

metallurgydata@

مجید غفوری

شباهت عجیب نورون‌های مغز به شبکه‌های کهکشانی

 پژوهشگر مشهور به نام کریستوف کُخ می‌گوید که مغز، پیچیده‌ترین چیزی است که در عالم شناخته‌شده وجود دارد. این چیزی نیست که از شنیدن آن تعجب کنیم؛ زیرا این روزها همه‌ی ما می‌دانیم که در مغز صدها میلیارد نورون و صدها تریلیون ارتباط عصبی وجود دارد و همین اجزا، مجموعه‌ای بسیار پیچیده را تشکیل داده‌اند که به ما قدرت تفکر، تصمیم‌گیری، ابداع و... می‌دهد. پس بدون شک، مغز پیچیده‌ترین چیزی است که در عالم شناخته‌شده وجود دارد.

البته چیزهای بسیار پیچیده‌‌ی دیگری نیز در عالم وجود دارند. به عنوان مثال، کهکشان‌ها در ساختارهایی بسیار غول‌آسا به نام خوشه، ابرخوشه و رشته‌های کیهانی قرار گرفته‌اند که عرض هر یک از آن‌ها به صدها میلیون سال نوری می‌رسد. در میان این ساختارها، خطوط تاریکی از فضای خالی وجود دارد که به آن‌ها پوچی کیهانی می‌گویند. مرز بین ساختارهای کهکشانی و این پوچی‌های کیهانی، بسیار پیچیده است؛ زیرا در این مرزها، گرانش به ماده شتاب می‌دهد و سرعت حرکت آن تا هزاران کیلومتر بر ثانیه افزایش می‌یابد و همین امر باعث به وجود آمدن امواج ضربه‌ای و آشفتگی در گازهای میان کهکشانی می‌شود. دانشمندان پیش‌بینی کرده‌اند که مرز رشته‌های کیهانی و شبکه‌های کهکشانی، احتمالاً از پیچیده‌ترین چیزهایی باشد که تا به امروز مشاهده کرده‌ایم.

این مورد خاص، ما را به فکر فرو می‌برد: آیا واقعاً این مرزها می‌توانند پیچیده‌تر از مغز باشند؟

یک اخترفیزیک‌دان و یک عصب‌شناس، تصمیم گرفته‌اند که با همکاری یکدیگر، پیچیدگی شبکه‌های کهکشانی و شبکه‌های عصبی مغز را مقایسه کنند و شباهت‌های میان آن‌ها را شناسایی کنند. نتایج اولیه این مقایسه‌ها شگفت‌انگیز بوده‌اند. این دو دانشمند کشف کرده‌اند که نه تنها شبکه‌های عصبی مغز به شبکه‌های کیهانی شباهت نزدیکی دارند؛ بلکه آن‌ها در واقع در ساختار نیز یکسان بوده و مشابه یکدیگر هستند. ممکن است که جهان در همه‌جا یکسان باشد و تنها مقیاس آن متفاوت باشد. به عبارت دیگر، در مغز ما یک جهان وجود دارد و در آسمان‌ها نیز جهانی مشابه؛ اما با مقیاسی چندین میلیارد برابر بزرگ‌تر.

کهکشان

تصویری شبیه‌سازی شده از ابر خوشه‌ی لانیاکیا (نقطه‌ی قرمز، محل کهکشان راه شیری است)

مقایسه‌ی مغزها با خوشه‌های کهکشانی، کار بسیار دشواری است. برای خوشه‌های کهکشانی، باید با داده‌هایی مواجه شوید که از روش‌های مختلفی نظیر مشاهدات مستقیم تلسکوپ‌ها و شبیه‌سازی‌های عددی به دست آمده‌اند. در سوی دیگر قضیه، ما مغز را داریم که باید برای بررسی آن از ابزار و شیوه‌های مختلفی نظیر میکروسکوپ الکترونی، ایمونوهیستوشیمی (بافت‌شیمی) و تصویربرداری رزونانس (تشدید) مغناطیسی عملکردی مغز یا همان fMRI استفاده کرد.

علاوه بر این مشکل، باید مشکل تفاوت مقیاس‌ها را نیز در نظر داشت. تمام شبکه‌ی کیهانی که مجموعه‌ای از خوشه‌های کهکشانی مختلف است، حدود چندین میلیارد سال نوری گسترش یافته است. علاوه بر این، یکی از همین کهکشان‌ها، خانه‌ی میلیاردها مغز است و ما آن را با نام راه شیری می‌شناسیم. اگر بخواهیم ثابت کنیم که شبکه‌ی کیهانی به اندازه‌ی یکی از اجزای خود پیچیده است، باید به این نتیجه برسیم که میزان پیچیدگی آن دقیقاً مانند مغز است.

البته وقتی این مقایسه امکان‌پذیر می‌شود که ما کاملاً عدالت را برقرار کنیم؛ یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دهیم. بسیاری از پدیده‌های طبیعی در هر مقیاسی که باشند، پیچیدگی یکسانی نخواهند داشت. به عنوان مثال، شبکه‌ی کیهانی وقتی عجیب و پیچیده است که ما آسمان را در گسترده‌ترین حالت در نظر بگیریم. در مقایس‌های کوچک، یعنی همان مقیاسی که در آن ماده در ستاره‌ها، سیاره‌ها و ابرهای ماده‌ی تاریک گرفتار می‌شود، ساختار شبکه‌ی کیهانی از بین خواهد رفت. وقتی که یک کهکشان به رشد خود ادامه می‌دهد، به رقص الکترون‌ها در اطراف هسته اهمیتی نمی‌دهد و آن الکترون‌هایی که در اطراف هسته حرکت می‌کنند، نسبت به سیستم کهکشانی که در آن قرار گرفته‌اند بی‌توجه هستند.

به این ترتیب، جهان از سیستم‌هایی تشکیل شده که درون یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ به اصطلاح می‌گوییم جهان تو در تو است؛ سیستم‌هایی که در هیچ مقیاسی با یکدیگر تعامل ندارند و به هم متصل نیستند. این تقسیم‌بندی مقیاس، به دانشمندان اجازه می‌دهد تا هر پدیده‌ی فیزیکی را در مقیاس طبیعی خود بررسی کنند. قطعات سازنده‌ی این پازل کیهانی، هاله‌های جذب کننده ستاره‌ها، گازها و ماده‌ی تاریک هستند که برخی از آن‌ها قابل مشاهده و برخی دیگر، از دید ما خارج هستند. در مجموع، تعداد کهکشان‌های موجود در جهان قابل مشاهده، چیزی در حدود ۱۰۰ میلیارد عدد برآورد شده است.

مغز

تصویری شبیه‌سازی شده از شبکه‌ی عصبی مغز انسان

تعادل بی‌نقصی که بین نرخ گسترش بافت فضازمان و گرانش موجود در بین پدیده‌ها برقرار شده است، به شبکه‌ی کیهانی ساختاری شبیه به تار عنکبوت داده است. ماده‌ی معمولی و تاریک در رشته‌هایی شبیه به ریسمان پراکنده شده‌اند و خوشه‌های کهکشانی در محل‌های برخورد این رشته‌ها شکل می‌گیرند و بخش اعظمی از ماده همچنان خالی باقی می‌ماند.

تا همین چند وقت پیش، روشی ابداع نشده بود که دانشمندان بتوانند به کمک آن، به طور مستقیم تعداد سلول‌ها و یا نورون‌های مغز انسان را اندازه بگیرند؛ اما اکنون این امکان فراهم شده که بتوان تعداد سلول‌های غیر عصبی و نورون‌ها را تخمین زد. ماده‌ی خاکستری که ۸۰ درصد از جرم مغز را تشکیل داده، چیزی در حدود ۶ میلیارد نورون را در خود جای داده است که این میزان، تنها ۱۹ درصد از میزان نورون‌های موجود در مغز انسان است.

در ماده‌ی خاکستری مغز، حدود ۹ میلیارد سلول غیرعصبی نیز وجود دارد. بخش عمده‌ی نورون‌ها، در مخچه قرار گرفته‌اند؛ به طوری‌که مخچه با دارا بودن ۶۹ میلیارد نورون، حدود ۸۰.۲ درصد از آن‌ها را در خود جای داده است و ۱۶ میلیارد سلول غیرعصبی نیز در این بخش قرار دارند. با توجه به این اطلاعات، مشخص می‌شود که تعداد نورون‌های موجود در مغز انسان، تقریباً با تعداد کهکشان‌های قابل مشاهده در جهان برابر است.

اگر تصاویری از شبکه‌ی کیهانی و نورون‌های مغز را در کنار یکدیگر قرار دهیم، چشم به راحتی می‌تواند شباهت‌های میان آن‌ها را درک کند. در مقایسه‌ای که در زیر انجام شده، دو تصویر وجود دارد. تصویر سمت چپ که تصویری شبیه‌سازی شده از شبکه‌ی کیهانی است و تصویر سمت راست نیز تصویری از ۴ میکرومتر از مخچه‌ی مغز انسان است.

مغز

آیا این شباهت‌های ظاهری به خود ما مربوط می‌شود؟ آیا ما علاقه‌ای به کشف شباهت‌ها در الگوهای تصادفی داریم؟ کاملاً مشخص است که پاسخ منفی است. تجزیه و تحلیل آماری نشان می‌دهد که این سیستم‌ها واقعاً شباهت‌های کمیتی دارند. پژوهشگران به طور منظم از روشی به نام «تجزیه و تحلیل طیفی توان» برای بررسی و مطالعه‌ی رشته‌های کهکشانی در مقیاس‌های بزرگ استفاده می‌کنند. طیف توان یک تصویر، به ما می‌گوید که چه تعداد فرکانس بالا و پایین توانسته‌اند ملودی فضایی مخصوص به هر تصویر را ایجاد کنند؛ به عبارت دیگر، می‌تواند میزان قدرت نوسانات ساختاری یک تصویر را در مقیاسی بزرگ بررسی کند.

دانشمندان ابتدا طیف توان هر تصویر را به صورت جداگانه بررسی کردند و سپس داده‌ها را با یکدیگر مقایسه کرده‌اند. نتایج واقعاً شگفت‌انگیز بودند. دانشمندان دریافتند که طیف توان شبکه‌ی کیهانی با مغز انسان شباهت زیادی دارد و حتی در برخی نقاط از نمودار طیف توان، آن‌ها با یکدیگر مقادیر برابری دارند.

توزیع نوسانات مخچه‌ی مغز انسان در مقیاس‌های ۱-۰.۱ میلیمتری، یادآور توزیع نوسانات شبکه‌ی کهکشانی در مقیاس صدها میلیون سال نوری است. شباهت این دو پدیده‌ی متفاوت واقعاً تعجب برانگیز است. در کوچک‌ترین مقیاس‌هایی که برای مشاهده‌ی میکروسکوپی در دسترس است (حدود ۱۰ میکرومتر)،‌ مورفولوژی (ریخت‌شناسی) پوسته‌ی مغز شباهت بسیار نزدیکی به یکی از کهکشان‌ها (در مقیاس چند صد هزار سال نوری) دارد.

برای مقایسه، دانشمندان طیف توان دیگر سیستم‌های پیچیده مانند الگوهای نامفهوم ابرها، شاخه‌های درخت، تلاطم پلاسما و تلاطم آب را نیز در کنار طیف توان پوسته‌ی مغز، مخچه و شبکه‌ی کیهانی قرار داده‌اند و مشخص شده که این سیستم‌ها در مقایسه با پوسته‌ی مغز و مخچه، شباهت کمتری به شبکه‌ی کیهانی دارند. طیف توان این سیستم‌ها وابستگی شدید آن‌ها به مقیاس را نشان می‌دهد و شاید یک آشکارسازی از فراکتال (یعنی هرچه که مقیاس را بزرگ‌تر کنیم همان شکل اولیه به‌دست آید. مانند برفدانه کُخ) طبیعی آن‌ها‌ باشد. این موضوع بیشتر در الگوهای ابرها و شاخه‌های درختان دیده می‌شود. ما این دو سیستم را به عنوان سیستم‌هایی فراکتال با ویژگی خودهمانندی می‌دانیم. یعنی هرچه که مقیاس آن‌ها بزرگ‌تر و یا کوچک‌تر شود، یک شکل ثابت داشته باشند.

نمودار

طیف توان سیستم‌های مختلف (شباهت میان شبکه‌ی کیهانی و مخچه به خوبی مشخص است)

اما در آن سوی ماجرا، رفتارهایی که برای شبکه‌ی کیهانی و مغز انسان مشاهده شده، فراکتال نبوده‌اند. این یعنی طیف توان شبکه‌ی کیهانی و مغز انسان، بر خلاف سایر سیستم‌ها به مقیاس وابسته نیست و خودش را سازمان می‌دهد.

به عنوان یک یادآوری کوچک باید بگوییم که طیف توان، برابر بودن سیستم‌ها در میزان پیچیدگی را بیان نمی‌کند. یکی از روش‌های خاص تخمین میزان پیچیدگی یک شبکه، این است که ما پی ببریم تا چه اندازه پیش‌بینی رفتار این شبکه دشوار است.

یکی از دانشمندان اخیراً میزان دشوار بودن پیش‌بینی چگونگی تکامل شبکه‌ی کیهانی را مورد بررسی قرار داده است و این کار را نیز به کمک یک شبیه‌سازی رایانه‌ای و تکاملی مصنوعی انجام داده است. این آزمایش نشان داد که برای توضیح تکامل تمام عالم قابل مشاهده در مقیاسی که بتوان خود سازمان‌دهی آن را مشاهده کرد، به ۱ تا ۱۰ پتابایت داده نیاز است.

تخمین میزان پیچیدگی مغز انسان امری به مراتب دشوارتر است؛ زیرا شبیه‌سازی‌های مغز انسان در جهان همگی ناقص هستند و این موضوع هنوز هم یک چالش ناتمام است. با این حال ما می‌توانیم این استدلال را داشته باشیم که پیچیدگی، متناسب با هوش و شناخت است. با توجه به جدیدترین تجزیه و تحلیل‌هایی که بر اساس اتصال شبکه‌ی مغز انجام شده‌اند، دانشمندان به این موضوع پی برده‌اند که ظرفیت حافظه‌ی مغز یک انسان بالغ چیزی در حدود ۲.۵ پتابایت است. این مقدار، در بازه‌ی ۱ تا ۱۰ پتابایتی است که برای توضیح ساختار شبکه‌ی کیهانی تخمین زده شده است.

ساده بگوییم، این شباهت در حافظه به این معنی است که تمام اطلاعاتی که در مغز یک انسان جمع‌آوری شده (مانند اطلاعات تمام تجربه‌ی زندگی یک فرد)، می‌تواند در توزیعات کهکشانی در جهان ما کدگذاری شود. به عبارت دیگر، اگر یک دستگاه محاسباتی با ظرفیت حافظه‌ی مغز انسان وجود داشته باشد، می‌تواند تمام پیچیدگی‌هایی را که در مقیاس‌های بسیار بزرگ توسط جهان به نمایش گذاشته شده‌اند، مجدداً تولید کرده و به نمایش بگذارد.

در این‌جا باید گفت که شبکه‌ی کیهانی بیش از آن‌که به اجزای درونی یک کهکشان شباهت داشته باشد، به مغز انسان شبیه است و شبکه‌ی عصبی مغز انسان نیز بیش از آن‌که به شبکه‌ی عصبی بدن شباهت داشته باشد، شبیه شبکه‌ی کیهانی است. البته تفاوت‌های عمده‌ای در زیرساخت‌ها، مکانیزم‌های فیزیکی و اندازه‌ی این دو شبکه وجود دارد؛ اما اگر شبکه‌ی عصبی مغز انسان و شبکه‌ی کیهانی را در از نظر تئوری ابزار اطلاعاتی مقایسه کنیم، می‌بینیم که کاملاً شبیه به یکدیگر هستند.

 

آیا این حقیقت به ما چیزی مهم و اساسی را در مورد فیزیک پدیده‌ای مبرم در این دو سیستم می‌گوید؟ شاید. متأسفانه در حال حاضر تجزیه و تحلیل‌های ما به نمونه‌های کوچکی که به کمک روش‌های متفاوت اندازه‌گیری به دست آمده‌اند، محدود شده است. همچنین تحلیل‌های دانشمندان به وجود شباهت دینامیکی بین این دو سیستم اشاره‌ای نمی‌کند.

مدلی که چگونگی پخش شدن اطلاعات در مقیاس‌های فضایی و زمان را در شبکه‌ی کیهانی و شبکه‌ی عصبی مغز نشان دهد، یک آزمون جدا خواهد بود که بسیار مهم بوده و انجان آن نیز دشوار است. در حال حاضر می‌توان این آزمون را به کمک شبیه‌سازهای عددی، برای شبکه‌ی کیهانی اجرا کرد. برای مغز انسان، دانشمندان باید بیشتر بر تخمین‌های کلی که معمولاً از مقادیر کوچک به سمت مقیاس‌های بزرگ حرکت می‌کنند، تکیه کنند.

برنامه‌هایی نظیر HBP یا همان Human Brain Project، به منظور شبیه‌سازی تمام شبکه‌ی عصبی مغز انسان طراحی شده است. در بحث ستاره‌شناسی نیز دانشمندان آرایه کیلومتر مربع (با نام آرایه یک کیلومتر مربع نیز شناخته می‌شود) را در اختیار دارند که به عنوان بزرگ‌ترین رادیوتلسکوپ سازمانی شناخته می‌شود. این آرایه می‌تواند در آینده به درک بیشتر ما از جهان کمک کند و همچنین شگفتی‌ها و جزئیات بیشتر شبکه‌ی کیهانی را به ما نشان دهد.

مجید غفوری
مجید غفوری


آیا شما می دانید بیوریتم و فلسفه آن چیست؟ بیوریتم همان گنج پنهان درونی هر انسان است که با مو شکافی آن می توان فال و طالع بینی هر فرد را پیش بینی کرد. با مطالعه این بخش بسیار جالب و جذاب بدانید چگونه و چطور قرن ها سال است ستاره نویسی، طالع بینی و پیشگویی هر فرد را می توان انجام داد.
 بیوریتم چیست ؟
شاید شما هم مثل ما تجربه کرده باشید که بعضی روزها از قدرت و انرژی زیادی برخورداریم و قادر به انجام هر کاری هستیم و بعضی وقتها آنقدر خسته و بی رمق هستیم که از انجام کارهای ساده خود نیز رنجور می شویم، گاهی اوقات سرحال و شاداب هستیم و برعکس بعضی روزها بی دلیل کسل و بی حوصله هستیم و نیز در مورد قدرت ذهن ما نیز چنین است بعضی روزها خوب یاد می گیریم و حافظه خوبی داریم و اما در برخی مواقع کندذهن و تنبل می شویم ، براستی چرا چنین حالتی در ما رخ می دهد؟
 
به خاطر وجود بیوریتم در سیستم بدن ماست که ما تغییر حالت می دهیم، در واقع انرژی فیزیکی، حالات روحی و وضعیت احساسات ما و نیز توان فکری و قدرت یادگیری و حتی حس ششم ما همه به شکل دوره ای کم و زیاد می شوند و در وجود انسان سطوح انرژیهای مختلفی وجود دارد که از بدو تولد فرد شروع به زیاد شدن و سپس کم شدن و تکرار این دوره ادامه می یابد و تغییر این دوره ها باعث تغییر حالات مختلفی در انسان می شود. واژه بیوریتم در واژه نامه آکسفورد به صورت زیر تعریف شده است: «هر الگوی مکرری از فعالیتهای فیزیکی، احساسی و اداراکی که بر رفتار انسان اثر می گذارد» و معادل فارسی آن زیست آهنگ نامیده می شود.
 
بیوریتم دانش شناخت ریتمهی بدن انسان است.تئوری بیوریتم چنین می گوید:بدن شما داری چهار ریتم و سیکل اصلی است که عبارتند از: دوره عاطفی, عقلانی, فیزیکال و شهودی. هر دوره مدت زمان خاصی طول می کشد و در طول زندگی شما به صورت پریودیک ادامه می یابد. اگر هر دوره را به صورت تابعی از زمان رسم کنیم توابع سینوسی شکلی خواهند شد که در طول یک پریود نقطه پیک مثبت و منفی خواهند داشت.
 
تفاوت بین ریتم بدن انسانها به دلیل تاریخ تولد آنهاست. یعنی هنگامی که شما متولد شدید به دلیل عواملی همه چهار ریتم بالا از نقطه خاصی حرکت خود را آغاز کردند و با گذشت سالها به دلیل تفاوت در زمان پریود ریتمها , منحنیهی بیوریتم با یکدیگر تداخل پیدا کردند.
 
تاریخچه کشف بیوریتم
تاریخ کشف ین پدیده علمی به سال هی 1897 تا 1912 میلادی باز می گردد . در آن زمان دکتر هرمان سوبودا, استاد روانشناس دانشگاه وین (اتریش ) در تحقیقات خود متوجه شد که حالت جسمی و احساسی بیماران او به صورت چرخه ی است . وی با ثبت دوره هی بیماری و سکته قلبی و توهمات بیماران خود, متوجه شد که چرخه یا سیکل تکرار اوج و نزول انرژی فیزیکی و جسمی افراد هر 23 روز یکبار تکرار می شود و چرخه شارژ و دشارژ انرژی احساسی افراد, هر 28 روز یکبار تکرار می شود .
 
همزمان با او و بدون اطلاع وی, در برلین هم دکتر ویلهلم فلیس , پزشک و دوست نزدیک روانشناس بزرگ زیگموند فروید, ین چرخه هی 23 و 28 روزه را با فروید در میان گذاشت که ضمن تیید, نظریه وی روی افراد مختلفی آزمیش شد . بعد از آنها فردی به نام پروفسور آلفرد تلتچه که استاد علوم مهندسی بود, متوجه شد که قدرت استدلال و توانیی ذهنی شاگردانش همیشه یکسان نیست و از یک سیکل 33 روزه تبعیت می کند. ین دوره ها نه تنها در مورد شاگردان ضعیف و متوسط اتفاق می افتاد بلکه در مورد دانشجویان قوی و مستعد هم همین اتفاق رخ می دهد و هوش و هوشیاری آنها نیز یک الگوی ریتمیک 33 روزه را دنبال می کرد . به عبارت دیگر, قابلیت افراد بری جذب و تفسیر یده هی جدید و توانمندی هی ذهنی آنها, در یک سیکل 33 روزه تکرار می شود. بعد از کشف ین پدیده در جسم و روح و ذهن انسان, تحقیقات زیادی در آلمان, ژاپن و یالات متحده صورت گرفته که نتیج آن در مقالات علمی متعددی درج و اثبات شده است.
 
از طرف دیگر هم بید یادآوری شود که نظریه شارژ و دشارژ متناوب باتری هی انرژی درون روح و جسم یک نظریه جدید نیست و از زمان هی بسیار دور پر و خالی شدن متناوب و دوره هی انرژی طبیعت یک امر بدیهی و جا افتاده محسوب می شود. نظریه ئین و یانگ در فلسفه هی چینی و ژاپنی نیز به روشنی بیانگر وجود همین پدیده است. بیوریتم فقط شکل ریاضی شده و قانونمند ین پدیده است.
 
دوره های بیوریتم
دوره های بیوریتم زیادی در بدن ما وجود دارد که البته ما به بررسی 3 دوره اصلی فیزیکی، احساسی، ادراکی و دوره فرعی حس ششم می پردازیم. تمام دوره های بیوریتم به شکل نمودار سینوسی از بدو تولد آغاز می شوند و حول خط مبنا یا محور زمان با پریودهای متفاوت در حال زیاد و کم شدن ادامه می یابند.
 
روز آغازین همانطور که در شکل ملاحظه می کنید ابتدا نمودار در بالای خط مبنا در منطقه مثبت یا فعال حرکت کرده سپس به اوج خود رسیده و بعد شروع به حرکت به سمت پائین و وارد شدن به منطقه غیرفعال یا منفی زیر خط مبنا می کند. در واقع زمانی که یک دوره در منطقه مثبت قرار دارد فرد دارای حداکثر انرژی بوده و هرچه جلوتر می رود انرژی خود را از دست می دهد و زمانی هم که دوره مورد نظر وارد منطقه منفی می شود سطح انرژی پائین و آرام آرام انرژی از دست رفته جبران می شود.
 
دوره فیزیکی:
 


 
بیشتر در مردان غالب است.توانییهی ین دوره عبارتند از: قدرت, طاقت, یمنی نسبت به بیماری , توانیی , هماهنگی چشم و دست و مقاومت نسبت به درد. ین دوره بر جنبه هی فیزیکی بدن تاثیر می گذارد. در دوره مثبت ین سیکل شما در بهترین وضعیت هستید و از نظر فیزیکی در موضوعاتی که از لحاظ قدرت و تحمل نیاز به کار دارند موفق هستید.در ریتم پیینی دوره فیزیکال شما انرژی کمتری دارید و کمتر احساس سر حال بودن می کنید.دارای دوره 23 روزه است که 5/11 روز آن در منطقه مثبت و پرانرژی به سر می برد و 5/11 روز دیگر آن در حالت سطح انرژی پائین و در نتیجه قدرت و استقامت نیز پایین می باشد.
 
دوره احساسی (عاطفی):
 


 
ین دوره در خانمها غالب است و 28 روز طول می کشد. ین دوره تنظیم کننده هیجانات , احساسات, خلق, فانتزی ها, مزاج, عواطف , خلاقیت و وکنشهاست. توانییهی ین دوره ثبات وضعیت روانی و خلق است.در طی مثبت (14 روز اول) ین دوره شما احساس خلاق بودن , گرم و صمیمانه بودن می کنید و در روابطتان بازتر هستید در طی دوره منفی (14 روز دوم) بیشتر تمیل به گوشه گیری دارید همکاری کمتری دارید و ممکن است خیلی تحریک پذیر و منفی باشید.
 
دوره ادراکی (عقلانی):
 


ین دوره که 33 روز طول می کشد تنظیم کننده هوش, منطق, وکنشهی ذهنی_روانی, آگاهی , تصمیم گیری , قضاوت , قدرت , استدلال و حافظه است. به طور خلاصه توانییهی دوره , توانیی بری یادگیری, حافظه, تفکر تحلیلی منطقی و تصمیم گیری است. در دوره مثبت (16.5 روز اول) به نظر می رسد که حدکثر پاسخگویی عقلانی را داشته باشید شما در پذیرش و فهم عقید جدید فرضیه ها و روشها باز هستید. در دوره منفی (16.5 روز دوم) مشکل در گرفتن فرضیات و عقید جدید وجود دارد.
 
دوره حس ششم (الهامات درونی،شهودی):
 


این دوره از دوره های فرعی محسوب می شود و مؤثر بر حس ششم و الهام و دریافت مستقیم می باشد و دارای دوره 38 روزه «19 روز مثبت و 19 روز منفی» است.
 
فواید بیوریتم
اطلاع از بیوریتم بدنتان به غیر از سرگرمی به شما کمک می کند تا مثلا هنگامی که در قسمت منفی دوره عقلانی قرار دارید از تصمیم گیری هی جدی بپرهیزید و یا وقتی که در دوره مثبت فیزیکی قرار دارید به کارهی عقب افتاده خود رسیدگی کنید.
 
بدن انسان یک سری دوره هی طبیعی دارد که چهار دوره آن توضیح داده شد. زمان تناوب ین دوره ها متفاوت است بنابرین طبیعی است که با گذشت زمان, دوره ها با هم تداخل پیدا میکنند مثلا زمانی که شما در قسمت مثبت فیزیکی قرار دارید ممکن است منحنی دوره عقلانی در قسمت منفی قرار داشته باشد و الی آخر ……. اما وقتی کلمه تداخل ریتمها در بیوریتم به کار برده می شود منظور آن است که زمان تناوب دو و یا چند ریتم بر هم منطبق شده است.
 
استفاده کاربردی از بیوریتم:
آگاهی داشتن از وضعیت سطوح انرژی فیزیکی، احساسی و ادراکی می تواند در افزایش بهره وری فرد کمک کند به عنوان مثال زمان اوج انرژی فیزیکی مناسب برای کارهای سنگین مسابقات ورزشی و اعمال جراحی و دندانپزشکی است و نیز برای مدیران و تاجران نیز اتخاذ تصمیم های مهم در دوره مثبت تفکر و ادراک نتیجه بهتری دارد و مهم تر از این ها دانستن روزهای بحرانی است که فرد باید بیشتر مراقب خود باشد چون امکان اشتباه و خطا برایش وجود دارد و از انجام کارهای حساس و پرخطر بپرهیزد.
 
در ژاپن و آلمان به خلبانها و رانندگان قطارهای پرسرعت در روزهای بحرانی اجازه کار نمی دهند و حتی در کارهای پرخطر صنعتی به کارگران در روزهای بحرانی مرخصی می دهند و این باعث شده که آمار حوادث و تلفات آنها تا حدود 60 درصد کاهش یابد. به هر حال دانش بیوریتم می تواند در افزایش بهره وری و بازده شخصی بکار گرفته شود.
 
روز بحرانی چیست؟
 



گفتیم که نمودار بیوریتم به شکل سینوسی گاه در منطقه مثبت و گاه در منطقه منفی در حال بالا و پایین رفتن است و هیچکدام لزوماً خوب یا بد نیست، این حالت پر و خالی شدن مثل شارژ و دِشارژ باطری یک حالت طبیعی است، اما در نمودار روزهایی وجود دارد که حساس و روز بحرانی نامیده می شود. لحظه ای که نمودار از منطقه مثبت به منطقه منفی وارد و از خط مبنا می گذرد لحظه بحران یا روز بحرانی نامیده می شود.
 
در واقع سطح انرژی یک لحظه صفر می شود مثل باطری که یک لحظه خالی می شود تا مجدداً زیر شارژ قرار گیرد. پدیده بحران مانند این است که جسم گرمی یک دفعه وارد محیط سرد می شود این گرم و سرد شدن مانند شوک در آن ریتم ایجاد ناپایداری می کند و روز بحران هر دوره ناپایداری و تزلزل و شوک در آن ریتم ایجاد می کند و باعث آشفتگی و یا احتمال بروز خطا و اشتباه و در نتیجه حادثه برای فرد است و به فرد توصیه می شود در این روز بیشتر مراقب خود باشد . روزهای بحران دوره فیزیکی، احساسی، ادراکی و حس ششم به ترتیب در روزهای 5/11 و 14 و 5/16 و 19 روز از ابتدای نمودار محسوب می گردد.
 
فلسفه بیوریتم در کائنات و انسان:
با کمی دقت و تأمل در محیط اطراف خودمان در می یابیم که در اکثر چیزها حالت دوره ای و تکرار وجود دارد پیدایش شب و روز، حرکت ماه به دور زمین، چرخش زمین به دور خورشید و پیدایش فصل ها و تکرار آنها و رشد گیاهان در بهار و خواب زمستانه آنها و کوچ پرندگان مهاجر و وزش بادها و ریزش برگ درختان و رویش مجدد آنها همه حکایت از وجود فلسفه بیوریتم در کل کائنات می کند که البته خالق هستی در هر گوشه هستی بیوریتم مخصوص خودش را آفریده و در کتاب آسمانی قرآن آیات فراوانی اشاره به این موضوع دارند
 
مثلاً در آیه 80 سوره مؤمنون:
«او کسی است که زنده می دارد و می میراند و در پی یکدیگر آمدن شب و روز از اوست، آیا تعقل نمی کنید؟» و نیز در آیه 5 سوره جاثیه: «در پی یکدیگر آمدن شب و روز، و روزیی (بارانی) که خداوند از آسمان فرو فرستاده است، و زمین را پس از پژمردنش بدان زنده داشته است و در گرداندن بادها مایه های عبرتی برای خردمندان هست» این آیات اشاره به بیوریتم در طبیعت و تعقل در آن می کند و در آیات فراوان دیگری اشاره به گردش خورشید و ماه، شب و روز و حیات مجدد گیاهان که همه را مایه های عبرت برای اندیشه وران می داند و با دقت در این پدیده وجود دوره های بیوریتم را می توان درک کرد، در واقع خالق هستی وجود بیوریتم را در جهان هستی لازم دانسته و در هر گوشه ای آن را به شکلی خلق کرده است البته بهترین و کاملترین آفرینش خداوند انسان است که اشرف مخلوقات محسوب شده و کاملترین شکل های بیوریتم در جهت منافع او در وجود انسان خلق شده است که باعث تغییر حالات مختلف درون انسانها می گردد که حتی خدای متعال در
 
آیه 19 سوره انشقاق:
«سوگند که شما از حالی به حال دیگر درآیید» نیز اشاره به تغییرات و دگرگونی حالات مختلف در وجود انسان دارد که لازمه رشد و تکامل انسان و حکمت خداوند است زیرا انسان را کاملترین و بهترین مخلوق خود قرار داده و انسان در بهترین حالت ممکن خلق شده است و در آیه 4 سوره تین فرموده: «لَقَد خَلَقنَا الانسانَ فی اَحسنِ تقویم» «براستی که انسان را در بهترین قوام آفریده ایم».
 
به هر حال پذیرفتن فلسفه بیوریتم با نشانه های موجود در طبیعت و دگرگونی حالات مختلف در درون خودمان کار زیاد مشکلی نیست اما شاید به این فکر بیفتیم که وجود بیوریتم چه فایده ای برای ما دارد؟ به هر حال هر پدیده ای که خداوند در وجود ما خلق کرده بی حکمت نیست و مطمئناً لازمه رشد و تکامل ما بوده است، در اینجا ما با مثال هایی ساده سعی در تشریح فواید بیوریتم داریم، کافیست یکبار دیگر بیوریتم را در خود بررسی کنیم ، تغییر حالات یا سطوح انرژیهای مختلف فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما که گاه این انرژیها زیاد و گاه کم می شوند چرا؟ قبل از آن به توضیح اصل جاری بودن بوعلی سینا می پردازیم:
 
«آب چون بماند می گندد و زلال است تا روان است» و خود به تجربه دیده اید آبی که در برکه ای ساکن بماند به گنداب تبدیل می شود و اگر در جویباری جاری شود زلال خواهد شد، در واقع ما در تمام مسائل زندگی باید اصل جاری بودن را رعایت کنیم تا نگندیم. همیشه جاری باشیم و از بسته بودن بپرهیزیم مثلاً فردی که پولش را به جریان می اندازد و از آن می بخشد جریان برکت و فراوانی را به سوی خود جاری می کند و کسی که خساست و بسته بودن را پیشه می گیرد حالت فقر و نداری را تجربه می کند.
 
کسی که از علمش به دیگران می آموزد دائماً صاحب دانش و کمالات جدیدتر می گردد، این مثال های ساده لزوم جاری بودن را به ما گوشزد می کند. حال که با مفهوم جاری بودن و لزوم آن آشنا شدید به مبحث بیوریتم در وجود انسان باز می گردیم. اگر ما وجود خودمان را مانند ظرفی از انرژی تصور کنیم که توسط خداوند انرژی فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما سرشار می شود، حال اگر این انرژی در وجود ما ثابت بماند حالت ماندگی، کهنگی و گندیده پیدا خواهد کرد باید اصل جاری بودن در ما شکل بگیرد تا جریان انرژی در ظرف وجودی ما جاری شود و ما سرشار از انرژی تازه و زلال و پاک شویم به همین جهت در ظرف وجودی ما دریچه هایی برای تخلیه انرژیها و نهایتاً جاری شدن آنها در وجود ما تعبیه شده است که با باز و بسته شدن این دریچه در ظرف انرژی ما تغییرات میزان انرژی صورت می گیرد ، مثلاً زمانی که دریچه بسته می شود سطح انرژی ما ماکزیمم و زمانی که دریچه کامل باز می شود سطح انرژی ما مینیموم است و این شاید مثال واضحی برای درک بهتر موضوع باشد و اگر به این مثال ساده توجه کنیم درمی یابیم که پرو خالی شدن سطوح انرژی در وجود ما به خاطر اصل جاری بودن جهت زلال و تازگی انرژی ما چیز خوبی است و نباید حالتی مثل کمبود انرژی را بد دانست ، در واقع این زمان جهت تخلیه شدن ظرف انرژی ما از انرژی کهنه و قدیمی و تمیز شدن ظرف انرژی ما و آماده شدن برای دریافت انرژی نو و جدید است .
 
از دلایل مهم دیگر پر و خالی شدن انرژی در وجود ما (بیوریتم) جلوگیری از یکنواختی و روزمرگی ماست در واقع تا تاریکی نباشد ، جلوه روشنایی مهم شمرده نمی شود، تا کمبود نباشد ، فراوانی احساس نمی شود و یا اصلاً اگر حال بد نباشد حال خوب و شادی احساس نمی شود و یعنی اگر حال خوب و پرانرژی بودن دائمی شود مطمئناً قدر و درک طعم آن شناخته نمی شود و یک امر عادی و بی ارزش خواهد شد مسلماً خلقت هر پدیده ای در وجود هستی توسط خداوند بی حکمت نیست و اما شاید امروز ما حکمت آن را درک نمی کنیم!
 
مثال هایی برای درک بهتر بیوریتم:
1- باطری: شما تصور کنید که باطری قابل شارژی در اختیار دارید ابتدا این باطری کاملاً پر و به شما انرژی و روشنایی می دهد پس از استفاده از قدرت آن کاسته شده و این مانند ناحیه مثبت بیوریتم شما می تواند باشد تا اینکه میزان انرژی آن به حد صفر می رسد در این لحظه شما هیچگونه روشنایی ندارید تا باطری زیر شارژ قرار گیرد این لحظه صفر و بی انرژی را روز بحرانی در بیوریتم شما گویند پس از قرار گرفتن باطری در حالت شارژ وجود روشنایی برای شما امکان پذیر شده و این مانند ناحیه منفی بیوریتم می باشد تا زمانیکه باطری کاملاً شارژ شود.
 
نتیجه: در هر دو حالت شارژ و دِشارژ می توان روشنایی داشت ، اما زمان قبل از شارژ یا روز بحران هیچ انرژی وجود ندارد پس ما باید مراقب روزهای بحرانی باشیم.
 
2- چشمه آب در طول سال: اگر دقت کنید خواهید دید که چشمه های آب کوهساران در بهار پرآب هستند و در تابستان آرام آرام کم آب می شوند و در روزهای پایانی تابستان خشک می شوند و در فصل پائیز و زمستان با بارندگی سرشار از آب می شوند.
 
بهار و تابستان چشمه همچون زمان مثبت منحنی بیوریتم در وجود ماست و روز پایانی تابستان که چشمه خشک می شود روز بحرانی در بیوریتم ما و پائیز و زمستان چشمه همچون زمان منفی منحنی بیوریتم ما جهت شارژ شدن می باشد. پس ما باید مراقب روز بحرانی یعنی روز آخر تابستان و روز خشک شدن چشمه باشیم.
 
3- لذت بردن از فصل های سال :
بعضی ها فقط فصل بهار و تابستان را خوب و زیبا می دانند و از آن لذت می برند و پائیز و زمستان را ناخوشایند می دانند در صورتی که اگر پائیز و زمستان نباشد فصل بهار و تابستان پربار نخواهند بود به هر حال اگر ما یک فرد آگاه باشیم از زیبایی و طراوت بهار حداکثر استفاده و لذت را برده و در تابستان با گردش و تفریح و شنا در آب لذت می بریم در پائیز از زیبایی برگ ریزان و خش خش برگ درختان زیر پاهایمان لذت خواهیم برد و در زمستان با لباس گرم از برف و یخبندان و برف بازی و اسکی لذت خواهیم برد. نتیجه اینکه یک فرد آگاه به فصل ها کلیه فصل ها را عالی و زیبا می داند و از همه آنها لذت می برد. کل نمودار بیوریتم ما مانند 4 فصل زیباست و نباید قسمت مثبت آن را فقط خوب و قسمت منفی آن را بد بدانیم. کافیست نگاه خودمان را تغییر داده و شرایط موجود سطوح انرژی را به همان میزانی که هستند بپذیریم و از تمام روزها و لحظه های زندگی خود لذت برده و هیچ گاه خود را محدود نکنیم.
 
4- بهره وری کشاورز در طول سال :
در فصل های موجود در طبیعت هر کدام ، میزان انرژی زمین ، آب و هوا برای کشاورزی تغییراتی وجود دارد که یک کشاورز باید در هر فصل و زمان مخصوص خودش مراحل کاشت ، داشت و برداشت را انجام دهد تا بتواند بهره وری بالایی داشته باشد. ما نیز به خاطر بیوریتم داخلی ، فصل های متفاوتی را در درون خود احساس می کنیم و چه خوب است که همچون کشاورز بهترین زمان کاشت ، داشت و برداشت را در وجود خودمان بدانیم تا بهره وری بالاتری پیدا کنیم در باب رسیدن به اهداف و آرزوها مناسب با فصل های درونی ما جهت بهره وری بالاتر در نقشه گنج (فصل چهارم نرم افزار) برنامه کاملی شرح داده شده است و لازم به ذکر است که در این نرم افزار برای درک بهتر وضعیت بیوریتم های مختلف ما از فصل های سال جهت درک و فهم بهتر و ساده تر سطوح انرژیکی استفاده کرده ایم و بدین شکل است که در فصل بهار و تابستان نمودار مثبت و پائیز و زمستان نمودار در منطقه منفی قرار دارد. در فصل زمستان و بهار، نمودار حالت رشد افزایشی دارد و در فصل تابستان و پائیز، نمودار حالت نزولی و رو به کاهش دارد.
 
گزارش بیوریتم روزانه شما با فصل ها:
اگر دقت کنید در خواهید یافت که در پرشین فال سطوح انرژی های مختلف بیوریتم که شامل دوره های فیزیکی، احساسی، ادراکی و حس ششم است هر کدام با جملاتی از فصل ها گزارش داده شده است برای درک بهتر این گزارشات روزانه سعی کنید با فصلهای سال و میزان انرژی تابش خورشید، گرما و چگونگی فصلهای سال ارتباط برقرار کنید و تصویر آنها را در ذهن خود بسپارید و سپس اگر به شما گفته شده که شما در نیمه دوم تابستان ادراک و منطق خود هستید سطح تابش و گرمای نیمه دوم فصل تابستان را به یاد آورید و درک کنید که میزان ادراک و منطق شما حدوداً چقدر است؟
 
همان طور که می دانید چرخه فصل ها شامل :
بهار، تابستان، پائیز و زمستان خود نمونه ای از یک بیوریتم واقعی در وجود طبیعت است اگر ما بتوانیم با فصل ها و طبیعت و چگونگی حالت طبیعت در هر فصل ارتباط برقرار کنیم، وضعیت طبیعت دوره های درونی خودمان را نیز می توانیم با کلمات بهار، تابستان، پائیز و زمستان درک کنیم گفتن نام فصل ها برای گزارش روزانه هریک از دوره ها ها در واقع شبیه سازی برای درک بهتر ما از وضعیت بیوریتم مان است.
 
نمودار بیوریتم فصل ها در طبیعت بدین گونه است:
 


 
اگر میزان حرکت و رشد نمودار را به میزان تابش خورشید مطابقت دهیم در خواهیم یافت که میزان تابش خورشید از ابتدای زمستان شروع به افزایش می کند و تا اولین روز تابستان رشد این نمودار ادامه دارد و از ابتدای زمستان تا ابتدای تابستان روزها بلندتر و شب ها کوتاه می شوند و اما از ابتدای تابستان تا اول زمستان از میزان تابش خورشید و گرمای آن هر روز کاسته می شود و روزها شروع به کوچک شدن و شبها تا شب یلدا بزرگتر می شوند وبر حسب ین روند تغییر در میزان تابش خورشید و گرمی آنست که فصل ها شکل میگرند و این حرکت سینوسی دقیقاً مشابه حرکت سینوسی نمودارهای بیوریتم ماست اما با پریود متفاوت و در واقع پریود فصلهای طبیعت از پریود فصلهای درونی بیوریتم بدن ما خیلی بزرگتر است(طول دوره= 365 روز).
 به هر حال ما از این شباهت فصل ها با بیوریتم استفاده کرده و گزارش روزانه هر کدام از دوره ها را به زمان فصل ها نوشته ایم تا بتوانیم به نوعی وضعیت سطوح انرژی خود را در دوره های متفاوت به زبانی ساده شرح دهیم.
مجید غفوری